مىفرمايد : پيشاپيش به شما بگوييم : او همه چيز را مىداند ، پس مراقبت شما اينطور باشد كه خودتان را درست بسازيد نه اينكه خودتان چيزى باشيد و خود را چيز ديگرى بنمايانيد . ديگر در آنجا نماياندن و اين حرفها معنى ندارد ، پس خودتان را واقعاً درست بسازيد .
بعد مىفرمايد : « وَ اللَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ » و خدا به آنچه در سينههاست آگاه است .
مفسرين اينجا اين مطلب را مطرح كردهاند كه بعد از اينكه مىفرمايد : « وَ يَعْلَمُ ماتُسِرّونَ وَ ماتُعْلِنونَ » ( مىداند آنچه را شما پنهان مىكنيد و آنچه را آشكار مىكنيد ) ديگر « وَ اللَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ » چيز علاوهاى نيست ؛ يعنى آن چيزهايى كه در سينهها هست همان است كه در باطن مخفى كردهايد . ولى اينطور نيست بلكه « و اللَّهُ عليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ » يك چيز علىحده است . « يَعْلَمُ ماتُسِرّونَ وَ ماتُعْلِنونَ » يعنى آنچه را كه شما مخفى مىكنيد و آنچه را آشكار مىكنيد مىداند ولى هم آنچه را كه آشكار مىكنيد و هم آنچه را كه مخفى مىكنيد خودتان مىدانيد چيست ؛ هرچه شما مىدانيد او هم مىداند . « وَ اللَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ » نه تنها او آنچه را كه شما مىدانيد مىداند بلكه او هرچه را كه در باطن شماست مىداند ؛ يعنى در باطن شما چيزهايى هست كه خودتان هم نمىدانيد . مكرر گفتهايم : اين كه در سورهء مباركهء طه مىفرمايد : « انَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى » « 1 » خدا از سرّ آگاه است و از پنهانتر از سرّ ، معلوم مىشود كه از سرّ پنهانتر هم چيزى هست . انسان يك علنى دارد و يك سرّى ، ديگر از سرّ پنهانتر چيست ؟ وقتى از حضرت صادق عليه السلام سؤال مىكنند كه « از سرّ پنهانتر » ديگر چيست ، مىفرمايد : سرّ آن پنهانى است كه خودت از وجود آن آگاهى ، و پنهانتر از سرّ چيزهايى است كه خودت هم خبر ندارى ؛ يعنى خودت غافلى ، خودت فراموش كردهاى ولى الآن در باطنت وجود دارد . بر خلاف آنچه افراد خيال مىكنند كه هرچه ما فراموش كردهايم محو شده است ، آنچه كه فراموش كردهاى در تو وجود دارد منتها نمىتوانى بهياد بياورى . اين يك مسألهء دقيقى است .
هامش
( 1 ) . طه / 7 .