تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
ان‌شاءاللَّه عرض مىكنيم . در قسمتهاى اول اين سوره ، تكيهء آيات بر مسألهء بازگشت به خداوند يعنى مسألهء معاد و همچنين نبوت است و در آخر ، آيات مربوط به انفاق و صبر و برخى امور ديگر خواهد آمد ، ولى ظاهراً بيشتر تكيهء آيات اين سوره بر مسألهء معاد است به طورى كه مسائلى هم كه در ابتدا ذكر مىفرمايد به منزلهء تمهيد و مقدمه‌چينى يعنى ذكر مقدمات استدلال براى مسألهء معاد است . شروع سوره با اين آيه است : « يُسَبِّحُ للَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الْارْضِ » هرچه در آسمانها و هرچه در زمين است ذات اللَّه را تسبيح و تنزيه مىكنند . هر اسمى از اسماء الهى اسم يك صفت خاص است ، مثل « عليم » كه خدا را به صفت خاص علم ياد مىكنيم ، يا « رحيم » كه خدا را به صفت خاص رحمت ياد مىكنيم ، يا « قدير » كه خدا را به صفت خاص قدرت ياد مىكنيم . ولى كلمهء « اللَّه » اسم يك صفت خاص نيست ، بلكه « اللَّه » يعنى آن ذاتى كه هر صفتى كه صفت كمال است و هر اسمى كه « اسم حُسنى » شمرده شود [ در بر دارد . ] درواقع « اللَّه » اسم جامع است ، اسمى است كه اجمال همهء آن اسمهاست و آن اسمهاى ديگر همه تفصيل اين يك اسم هستند .

معناى تسبيح موجودات

همهء ماسوا ، همهء مخلوقات ، تسبيح‌گو و تنزيه گوى او هستند . راجع به اين مطلب ، مكرر در اوائل سوره‌هاى ديگر بحث كرده‌ايم كه آيا مقصود از تسبيح ، آن چيزى است كه فلاسفه آن را « تسبيح تكوينى » مىنامند و به اصطلاح « زبان حال » مقصود است و نه زبان واقعى ، و يا قرآن امر بالاترى را مىگويد ؟ « زبان حال » شهادتى است كه حالت يك فرد مىدهد . مثلًا دو انسان را مىبينيد ، به قيافهء يكى كه نگاه مىكنيد ( مثل افرادى كه در بعضى از نقاط مملكت ما هستند و غذا و ويتامين كافى به آنها نمىرسد ) لاغر و گرفته است و يك انسان ديگر را كه نگاه مىكنيد مىبينيد برعكس ، چهرهء او قرمز است و پىهاى او در زير پوست جمع شده است . مىگوييد : قيافهء اين فرد اول شهادت مىدهد كه غذاى مناسب پيدا نكرده است بر خلاف قيافهء فرد دوم . در اين شهادت ، زبان در كار نيست يعنى كسى حرف نمىزند ولى اين حالت گوياست ؛ حالت است كه حرف مىزند . اين را مىگوييم « زبان حال » .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 344 | مرتضى مطهرى