تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
جامهء مردم نخورده بود ؛ اواخر حكومت معاويه و در زمان حكومت يزيد بود كه تشت اينها ديگر به‌طوركلى از بام افتاد والّا قبلًا مردم مىگفتند معاويه مرد باكفايتى است . معاويه به حكم اينكه بعد از خودش تمام انديشه‌اش اين بود كه خلافت به پسرش يزيد برسد موانع را در زمان حيات خودش يكى پس از ديگرى برمىداشت و اين اختصاص به امام حسن عليه السلام ندارد . عدهء ديگرى هم كه از نظر مردم يا از نظر خودشان كانديداى خلافت بودند ، همه را از بين برد مثل سعد بن وقّاص . معاويه سعد بن وقّاص پدر عمر سعد را مسموم كرد و كشت چون يكى از شش نفرى بود كه عمر براى شورا معين كرد . قهراً در ميان مردم [ شايع ] بود كه سعد مردى است كه لياقت خلافت دارد براى اينكه خليفهء دوم او را هم جزو آن شش نفر نامزد كرد . مردى است به نام « عبدالرحمن بن خالد » كه پسر خالد بن وليد است . چون پدرش سردار معروفى بود خودش هم ادعاهايى داشت . معاويه او را هم مسموم كرد و از بين برد و حتى چندين نفر از بنىاميه را كه داعيهء خلافت داشتند از بين برد . در مورد آنها ، هدف معاويه فقط اين بود كه خودشان را از بين ببرد ولى راجع به امام حسن عليه السلام هدف ديگرى هم داشت و آن اين بود كه مىخواست علاقه و محبت به امام حسن عليه السلام را از بين ببرد ، چون مىدانست مردم به اهل‌بيت علاقه و محبت دارند و بعد هم مىخواست به خيال خود روح امام حسن عليه السلام را در زمان حياتشان خرد كند . به حاكم مدينه سپرده بود كه روزهاى جمعه موظف هستى حتماً در حضور حسن بن على پدرش را لعن و سب كنى . در آيهء نماز جمعه خوانديم كه وقتى نماز جمعه اقامه مىشود بر همه واجب است شركت كنند . اگر كسى شركت نمىكرد نمىتوانست بگويد من كه شركت نمىكنم براى اين است كه اينها لياقت اين را ندارند كه نماز جمعه را اقامه كنند . فوراً مىگفتند اين فرد مخالف نماز جمعه و كافر است و او را تكفير مىكردند به‌طورى كه همان مردم مقدس مىريختند و او را مىكشتند . امام در نماز جمعه شركت مىكرد . آنوقت در حضور حضرت و در كنار قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله خطبهء نماز جمعه - كه در دو جلسه پيش عرض كرديم كه وظيفهء امام جمعه در هنگام ايراد خطبه چيست - تبديل شده بود به لعن و سبّ على عليه السلام . در آخر كار هم معاويه به فكر افتاد كه امام حسن عليه السلام را از ميان بردارد . اين بود كه وسيلهء مسموم كردن را فراهم كرد ، آن هم نه يك بار ، بلكه دو بار يا سه بار