تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
مؤمن ، دو گروه را قرار مىدهد : كافر و منافق . مؤمن يعنى يك انسان با ايمانِ يكچهره كه چهرهء درونش ايمان و چهرهء برونش هم ايمان است . كافر يعنى يك انسان بىايمان يكچهره كه چهرهء درونش بىايمانى و چهره برونش هم بىايمانى است . ولى منافق يك بىايمان دو چهره است كه چهرهء درونش بىايمانى و چهرهء برونش ايمان است . اين اگر مسأله‌اى بود كه اختصاص به همان گروه منافقين مدينه مىداشت اين‌همه آيه در مورد منافقين نازل نمىشد . اين قضيه به صدر اسلام هم اختصاص نداشته و براى ذيل اسلام و بلكه براى دنيا هميشه بوده است .

نفاق ، از مختصات بشر

نكتهء ديگر اين است كه نفاق از مختصات بشر است . معمولًا در حيوانات اثرى از نفاق يعنى دوچهرگى و دورويى ديده نمىشود . شايد خيلى به ندرت در بعضى از حيوانات زيرك چنين چيزى ديده شود ، يعنى حيوان به حالتى بر ضد حالتى كه داراست تظاهر كند . حيوان اگر خشم بگيرد آثار خشم در صدايش و حنجره‌اش ظاهر مىشود ؛ اگر خوشحال شود فوراً جست و خيز مىكند ؛ اگر دردش بيايد ناله مىكند . هر صدايى از حيوان يك نشانهء واقعى است از حالتى كه دارد و ميان حالتش و آن صدا يا علامتى كه از خود بروز مىدهد اختلاف نيست ؛ اين انسان است كه اين قدرت را دارد كه ممكن است با يك نفر در نهايت درجه دشمن باشد و در دلش حقد و كينهء او را داشته باشد ولى وقتى با او بنشيند تظاهر به دوستى كند و با چهرهء باز برخورد كند و اظهار خوشوقتى و خوشحالى كند . اكثر تعارفاتى كه در ميان مردم معمول است نوعى نفاق است براى اينكه دروغ است . كسى به خانه‌اى مىآيد و صاحبخانه مىگويد قدم روى چشم ما گذاشتيد ، چنين و چنان كرديد ، اما همين كه مهمان مىرود ، خلافش را مىگويد و باطنش را ظاهر مىكند . بشر به دليل اينكه هوشش بيشتر و عقلش زيادتر است مىتواند منافق‌گرى و دورويى كند « 1 » . هرچه انسانها بدوىتر هستند صريح‌تر هستند يعنى فاصلهء ميان درون و
هامش
( 1 ) . سالهاى اولى كه به تهران آمده بودم پيش يك نفر چند درسى انگليسى خواندم . مىگفت مثَلى در انگليسى هست كه مىگويند : « خدا به انسان زبان داده براى اينكه هميشه ضد آنچه كه فكر مىكند بگويد » .