منافقين مكه امثال ابوسفيان كه تاريخچهء خيلى روشنى دارد .
مسألهء ديگر اين است كه آيا منافقين منحصر به همين دو گروه هستند ، يعنى گروههايى بعد از آن كه مىبينند موجى آنچنان شديد است و غيرقابل مقاومت ، از اول خودشان را در زير اين پوشش مىبرند ، و يا ممكن است افرادى ابتدا مؤمن باشند و بعد منافق بشوند ؟ بله ، همهجور احتمال در كار بشر هست ؛ همانطور كه ممكن است افرادى مؤمن باشند و بعد كافر شوند ، به طريق اولى اين احتمال هست كه افرادى مؤمن باشند و بعد منافق بشوند . آنهايى كه كافر مىشوند چرا كافر مىشوند ؟ انسان بعد از اينكه ايمان پيدا كرد و واقعاً چيزى را انتخاب كرد ، هميشه در معرض امتحانات هست و در آن وقت است كه گاهى انسان لغزش پيدا مىكند و كافر مىشود و به طريق اولى منافق هم ممكن است بشود و بلكه احتمال اينكه منافق بشود خيلى بيشتر است و شايد اسلام از منافقينى كه در يك دوره مؤمن راستين بودهاند و بعد منافق شدهاند بيشتر ضرر برده است تا منافقينى كه از اول منافق بودهاند . منافقينى كه از اول منافق بودند ، اعتمادها را نتوانستند جلب كنند ، ولى منافقينى كه از ابتدا منافق نبودند و بعد منافق شدند اعتمادها را جلب كرده و بعد منافق شدند و خطر اينها خيلى بيشتر است . حتى همهء منافقين مدينه مثل عبداللَّه بن ابىّ نبودند كه از ابتدا منافق باشند بلكه عدهاى از آنان ابتدا مؤمن بودند و بعد منافق شدند . قرآن مىفرمايد : « ذلِكَ بِأَنَّهُمْ امَنوا ثُمَّ كَفَروا » « 1 » .
پس اين كه ما بگوييم همين كه كسى اسلام آورد اگر از ابتدا اسلامش اسلام حقيقى باشد و از روى نفاق نباشد ، اين ديگر تا ابد اسلامش از روى نفاق نيست ، اصلى نيست كه دليلى داشته باشد كه انسان بتواند بپذيرد ، بلكه اصل غيرقابل پذيرشى است .
تكيهء قرآن بر حذر از منافقين
مسألهاى كه فوقالعاده توجه انسان را به خود جلب مىكند اين است كه در قرآن بيش از هر كتاب ديگرى روى احتياط و حذر از منافقين تكيه شده است . شما در هر كتاب مذهبى ديگرى مىبينيد كه صحبت از مؤمن و كافر است ، ولى قرآن در مقابل
هامش
( 1 ) . منافقون / 3 .