تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
اختيار با خودت ، مىخواهى قبول كن ، مىخواهى رد كن . ببينيد چطور جواب مىدهد ؛ عرض كرد : « يا عَلىُّ ! الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُكَ » « 1 » علىجان ! خانه مال توست و زهرا هم [ همسر ] توست ؛ من در مقابل تو از خود اراده‌اى ندارم . اين زوج روحانى روحهايشان با يكديگر گره خورده است ؛ كمال سنخيت ميان اين دو روح بزرگ بود . آيا على عليه السلام حق ندارد بعد از زهرا آرزوى مرگ كند كه چنين زهرايى را از دست داده است ؟ :
كُنّا كَزَوْجِ حَمامَةٍ فى أيْكَةٍ * مُتَمَتِّعَيْنِ بِصِحَّةٍ وَ شَبابٍ دَخَلَ الزَّمانُ بِنا وَ فَرَّقَ بَيْنَنا * انَّ الزَّمانَ مُفَرِّقُ الْاحْبابِ
انيس و مونس خودش را كه ديگر بدل و جانشين ندارد از دست داده است . وقتى كه به اصطلاح حوصله‌اش سر مىرود و فراق زهرا عليها السلام ناراحتش مىكند چه مىكند ؟ مىرود كنار قبرش ، با قبر زهرا عليها السلام راز و نياز مىكند . سلام مىدهد به زهرا ، بعد خودش با خودش مناجات مىكند . با زهرا سخن مىگويد و از طرف زهرا به خودش جواب مىدهد :
ما لِىَ وَقَفْتُ عَلَى الْقُبورِ مُسَلِّماً * قَبْرَ الْحَبيبِ فَلَمْ يَرُدَّ جَوابى أَحَبيبُ ما لَكَ لَا تَرُدُّ جَوابَنا * أَنَسيتَ بَعْدى خِلَّةَ الْاحْبابِ
به خودش مىگويد : چرا من در كنار قبر حبيب ايستاده‌ام و به محبوبم سلام مىكنم و او جواب سلام مرا نمىدهد ؟ حبيب من ! آيا بعد از اينكه رفتى ايام دوستى را فراموش كردى ؟ على را فراموش كردى ؟ بعد خودش جواب مىدهد :
قالَ الْحَبيبُ وَ كَيْفَ لِىَ بِجَوابِكُمْ * وَ انَا رَهينُ جَنادِلَ وَ تُرابِ « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 28 / ص 303 . ( 2 ) . ديوان منسوب به امام على عليه السلام .