تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
او ، كردار او نمونه است ، درس است و زهرا عليها السلام همچنين . زهرا عليها السلام احساس مىكند كه مرگش نزديك شده است . ببينيد يك زن نمونه با شوهرش چگونه است . مطابق يك روايت ، خودش در حالى كه تنها بود يك وصيتنامه نوشت و در زير متّكاى خود گذاشت . يك نوبت كه على عليه السلام به بالين زهرا عليها السلام آمده بود زهرا وصيتها و سفارشهاى خود را به على عليه السلام كرد . على عليه السلام بر بالين زهرا عليها السلام نشست و سر زهرا عليها السلام را روى زانو گرفت . زهرا عرض كرد : يا اباالحسن وصيتهايى دارم كه ميل دارم شما به اين وصيتها گوش كنيد . فرمود : سمعاً و طاعةً ، هرچه شما بفرماييد . ابتدا زهرا عليها السلام از روى تواضع و ادب و فروتنى جمله‌هايى گفت كه قلب مقدس على عليه السلام را آتش زد . علىجان ! من در مدتى كه در خانهء تو بودم مانند كنيزى براى تو بودم . در خانهء تو در نهايت امانت به سر بردم . در خانهء تو چنين و چنان بودم . وقتى كه اين جمله‌ها را گفت ، اشكهاى على عليه السلام سرازير شد . سر زهرا عليها السلام را محكم به سينه چسبانيد ، به علامت اينكه ديگر حاضر نيستم تو اينچنين از من معذرت‌خواهى كنى ، چون معنى سخن زهرا عليها السلام اين بود كه اگر من در وظيفه كوتاهى كرده‌ام مرا ببخش ، و معناى عمل على اين بود : زهرا جان ! من مايل نيستم و راضى نيستم كه چنين سخنانى بر زبان تو جارى شود ؛ من از اينكه چنين سخنانى از تو بشنوم رنج مىبرم . بگذاريد جريان ديگرى عرض كنم . مىدانيد كه زهرا عليها السلام چقدر از دست كسانى كه به او ظلم كرده بودند ناراحت و ناراضى و غرق در خشم بود . آنها وقتى شنيدند كه بيمارى حضرت زهرا عليها السلام شدت كرده است پيغام فرستادند كه اجازه بدهيد ما به خانهء شما بياييم و از شما عيادت كنيم . مىخواستند به آنجا بروند و بيايند چند كلمه بگويند و گذشته‌ها را به نحوى لوث كنند . زهرا عليها السلام اجازه نداد ؛ فرمود : من راضى نيستم كسانى كه به من ظلم كرده‌اند و حق شوهرم را غصب كرده‌اند ، پايشان روى فرش من برسد و به خانهء من بيايند . آمدند خدمت على عليه السلام . گفتند يا اباالحسن ! ما از زهرا خواهش كرديم اجازه دهد او را عيادت كنيم ولى او اجازه نداد ، از تو خواهش مىكنيم از زهرا براى ما اجازه بگير . ببينيد ادب زهرا عليها السلام در مقابل على عليه السلام چقدر است . على عليه السلام هم نيامده كه بگويد : زهرا جان من از تو خواهش مىكنم حتماً اين را بپذير ؛ مثلًا فلان مصلحت من چنين اقتضا مىكند . همين‌قدر پيغام آورد كه يا بنت رسول‌اللَّه ، اين دو نفر من را وسيله قرار داده‌اند ، يعنى