خدا يا فرزند ، يا خدا يا زن ، يا خدا يا مال ، يا خدا يا مسكن ، همه جا بگوييد خدا :
« قُلْ انْكانَ اباؤُكُمْ وَ ابْناؤُكُمْ وَ اخْوانُكُمْ وَ ازْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ امْوالٌ اقْتَرَفْتُموها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها احَبَّ الَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسولِهِ وَ جِهادٍ فى سَبيلِهِ فَتَرَبَّصوا حَتَّى يَأْتِىَ اللَّهُ بِامْرِهِ » « 1 » به آنها بگو ايمان مساوى است با پاكباختگى ؛ ايمان مساوى است با اينكه هر چه غير ايمان است در درجهء بعد قرار بگيرد . نمىگوييم آنها را به كلى نفى كنيد بلكه مىگوييم آنها در درجهء بعد است يعنى تا آن حدى است كه با اين تضاد نداشته باشد . بگو اگر پدران و فرزندان و خويشاوندانتان و اگر تجارت و بازرگانىتان - كه خوف و بيم ورشكستگى و كسادش را داريد - و اگر خانهها و كاخها و منزلهايى كه علاقه به نشيمن در آنها داريد ، اگر اينها در نزد شما محبوبتر از خدا و پيامبر باشد پس فعلًا برويد ، عجالتاً برويد تا بعد خبرش را به شما بدهيم ؛ يعنى برويد دنبال كارتان . ايمان آن وقت ايمان است كه در درجهء اول واقع شود و هيچ چيزى همدرجهء با آن نباشد ، اگر همدرجه شد مىشود شرك . اصلًا توحيد يعنى خدا محبوب و مطلوب اول انسان باشد و هر چه غير خدا هست تابع اين محبوب و به خاطر اين محبوب ، محبوب باشد ، و اگر چيزى محبوبيتش در اين عرض يا بيشتر از آن باشد اين ديگر با توحيد جور در نمىآيد و شرك است .
يگانه رابطهء باقى براى انسان
اينجا هم حاطب بن ابىبلتعه حرفش اين بود كه زن و بچهام الآن در آنجا هستند ، من جانب آنها را هم بايد رعايت كنم . نه ، ديگر « جانب آنها را هم » ، يك مقدار جانب اين را يك مقدار جانب آن را ، يك جا به نفع اين يك جا به نفع آن ، [ با ايمان ] جور در نمىآيد . قرآن مىخواهد بفرمايد كه اين روابط : رابطهء با ارحام ، خويشان ، فرزندان ، اينها يك رابطههايى است كه در چهار صباح دنيا بين انسان و اشياء و اشخاص هست و يگانه رابطهاى كه براى انسان الىالابد باقى مىماند رابطهء با خداست يا با دوستان خدا . « لَن تَنْفَعَكُمْ ارْحامُكُمْ وَ لا اوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ » ارحام و خويشاوندان و فرزندانتان در روز قيامت سودى به حال شما نمىبخشند . در روز قيامت ميان انسان و همهء اينها جدايى واقع مىشود ؛ جز يك سبب [ باقى نمىماند : ]
هامش
( 1 ) . توبه / 24 .