اين حديث را مكرر خواندهايم كه پيغمبر اكرم به خانه مردى رفتند . از طاقچهء اتاق او يك تخم مرغ افتاد و نشكست . اين امر باعث تعجب حضرت شد . او گفت يا رسولَاللَّه ! تعجب نفرماييد ، در خانهء ما از اين قضايا زياد است ؛ اصلًا درِ خانهء ما را ضرر و مصيبت و اين چيزها نمىزند . ظاهراً مىگويند پيغمبر برخاستند و رفتند ؛ فرمودند پس معلوم مىشود خدا تو را از درِ خانهء خودش طرد و رد كرده ، چون همين سختيها و مصائب است كه انسان را پرورش مىدهد و بيشتر به سوى خدا مىبرد . اين براى تو خير نبوده است .
در قرآن تعبير « استدراج » آمده ( سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْحَيْثُ لايَعْلَمونَ ) « 1 » كه اين بدترين عقوبت الهى است ؛ يعنى آرام آرام ، درجه به درجه اينها را مىگيريم عقابشان مىكنيم كه خودشان نمىفهمند . گفتهاند استدراج يعنى همين ، يعنى اين نعمتها را پى در پى به او مىدهيم ، سرگرمش مىكنيم ، سرگرم و سرگرم مىشود ، به اين وسيله عقابش مىكنيم .
پس اين ، فرق ميان رحمن و رحيم است . همه مشمول رحمت رحمانيه هستند ؛ خوشا به حال آن بندهاى كه مشمول رحمت رحيميه پروردگار هم باشد . [ آيه مىفرمايد ] اوست خداى رحمان و اوست خداى رحيم . به تعبير ديگرى مىگويند رحمانيت يعنى بسط و نزول وجود از ناحيه پروردگار ؛ رحيميت يعنى كشاندن اين موجودات به سوى خودش ، به سوى جوار قرب پروردگار .
خداوند ، ملِك واقعى «
هُوَ اللَّهُ الَّذى لا الهَ الّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبّارُ الْمُتَكَبِّرُ » .
باز همان جملهء « هُوَ اللَّهُ الَّذى لا الهَ الّا هُوَ » در اول اين آيه هم تكرار شده است .
اوست « اللَّه » كه جز او الهى و معبودى نيست ، جز او شايستهاى براى معبوديت وجود ندارد . « الْمَلِكُ » آن كه ملِك است . « ملِك » كه در فارسى « پادشاه » ترجمه مىكنند - حال ترجمهاش صحيح باشد يا نباشد نمىدانم - اسمى از اسماء پروردگار است كه عرض كرديم در قديم به كسى « ملك » نمىگفتند ، « عبدالملك » مىگفتند .
ملِكى داريم و مالكى . در سورهء حمد مىخوانيم : « الرَّحْمنِ الرَّحيمِ . مالِكِ يَوْمِ الدّينِ » كه
هامش
( 1 ) . اعراف / 182 .