تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
اسمى از اسماء پروردگار را روى يك انسان نمىگذاشتند ولو اسماء عام را ، [ و اگر مىگذاشتند به صورت دو جزئى بود ] ، بعد كم‌كم معمول شده و جزء اول را انداخته‌اند . مثلًا « مَلِك » اسم خداوند است ؛ به انسانى ملك نمىگفته‌اند ، عبدالملك مىگفته‌اند . « عزيز » اسم خداوند است ؛ به كسى عزيز نمىگفتند ، عبدالعزيز مىگفتند . « جبّار » اسم پروردگار است ؛ به كسى جبار نمىگفتند ، عبدالجبار مىگفتند ؛ و همين هم درست است . به كسى حتى « رحمن » نمىگفتند ، عبدالرحمن مىگفتند ؛ « رحيم » نمىگفتند ، عبدالرحيم مىگفتند . ولى كم‌كم خود آن ملك ، عزيز ، جبار ، رحمن و رحيم را اسم مىگذارند كه كار درستى هم نيست .

فرق رحمن و رحيم «

هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ » ( كلمهء « هُوَ » در اين آيات خيلى تكرار شده ) اوست ذات رحمن و اوست ذات رحيم . رحمن و رحيم هر دو از يك ماده است ، از مادهء « رحمت » . آن جود و بخششى كه در مورد كسى مىشود كه كأ نّه يك موجود ضعيف ناتوان عاجزى استحقاق اين را دارد كه به او تفضلى بشود ، اين جود را « رحمت » مىگويند . حال فرق « رحمن » و « رحيم » چيست ؟ چرا ما به خدا مىگوييم « رحمن » ، چرا به خدا مىگوييم « رحيم » ؟ اين را در رواياتْ ائمه اطهار براى ما بيان فرموده‌اند ؛ گفته‌اند پروردگار دو نوع رحمت دارد : رحمت عام و رحمت خاص . مقصود از « رحمت عام » همان رحمتى است كه شامل همه موجودات مىشود كه هر موجودى همين‌قدر كه قابليت براى موجود شدن داشته باشد خدا او را موجود مىكند و هر كمال وجودىاى كه امكان آن را داشته باشد كه به او داده شود ، خداوند به او مىدهد . وجود مساوى با رحمت است . رحمانيت پروردگار به سراسر عالم گسترده است ، يعنى اصلًا سراسر عالم نيست مگر مظهر رحمانيت پروردگار ؛ آن كافرِ كافر هم از رحمت رحمانيهء پروردگار بهره‌مند است . ولى يك نوع رحمتها هست كه مقدماتش را انسان بايد اكتساب كند . اين رحمت جز از طريق اكتساب ، نازل شدنى نيست . اين رحمت را بايد به كسب ( يعنى با كسب لياقت ) نازل كرد . آن كدام رحمت است ؟ آن رحمتهايى كه در قرآن از آنها زياد ياد مىشود و نقطهء مقابلش نقمت است . در آنجا نقطهء مقابل ، نقمت نيست ، ولى در اينجا نقطهء مقابل حتماً نقمت است . انسانهاى مؤمن ، فرد مؤمن يا جامعه‌اى كه به لوازم ايمانش يعنى به وظيفهء خودش