تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
خداوند متعال ملِك حقيقى و واقعى است نه ملِكى كه دايرهء مُلكش مثلًا در حد دايرهء مُلك بشرهاست يا كمى از آن بيشتر ؛ ملِكى كه دايرهء مُلكش تمام ذرات وجود را مىگيرد . تمام ذرات وجود به منزلهء جنود و سپاهيان پروردگار هستند ( وَلِلَّهِ جُنودُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ ) « 1 » ، همان‌طورى كه مولوى مىگويد :
جمله ذرات زمين و آسمان * لشگر حق‌اند گاه امتحان آب را ديدى كه در طوفان چه كرد ؟ * باد را ديدى كه با عادان چه كرد ؟

خدا ملِك منزه از نقص است «

الْمَلِكُ الْقُدّوس » ( من بين راه كه مىآمدم يكى از تفاسير را مطالعه مىكردم ، نكته‌اى را ذكر كرده بود كه نكتهء خوبى است . ) در دو جاى قرآن مىبينيم تركيب « الْمَلِكُ الْقُدّوس » آمده است و ظاهراً غير از اين دو جا ما جاى ديگر نداريم . يكى در اول سورهء جمعه است كه مىفرمايد : « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الْارْضِ الْمَلِكِ الْقُدّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيم » . آنجا كلمهء « ملك » كه آمده پشت سرش كلمهء « قدّوس » آمده است . در آخر سورهء حشر هم بلافاصله بعد از كلمهء « ملك » كلمهء « قدّوس » آمده ؛ چرا ؟ قدّوس از مادهء « قدس » است [ و قدس و ] قداست [ يعنى ] طهارت ، نزاهت ، مبرّا بودن از هر عيب و نقص و از هر كارِ ناكردنى ( كما اينكه كلمهء « سُبّوح » هم بر خداوند اطلاق مىشود ) ، همان معناى « يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الْارْض » كه در اول سورهء جمعه و اول يك سورهء ديگر هست و در يك سورهء ديگر بدون « ما » هست . « خداوند قدّوس است » يعنى از هر چه كه نقص و كمبودى و نبايستنى هست منزّه است ، [ يعنى ] « تَعالَى اللَّهُ » برتر است خداوند از اينكه به چيزى كه دلالت كند بر يك كمى ، بر يك كاستى ، بر يك نقص ، بر يك نبايستنى ، متصف باشد . مبالغه هم هست ؛ يعنى پروردگار در نهايتْ درجه [ منزه از نقص ] است ، يعنى هر چه هم كه شما بخواهيد صفات كمال به او نسبت بدهيد آخرش آن صفات كمال - چون شما نسبت مىدهيد - عارى از نوعى نقص نيست . اين جامه‌هايى كه بشر در معرفت خودش به پروردگار مىپوشاند ، در نهايت امر بايد پروردگار را از اينها منزه بداند ؛ يعنى باز او برتر و بالاتر از همهء اينهاست .
هامش
( 1 ) . فتح / 4 .