عمل مىكند ، [ مشمول اين نوع رحمت مىشوند . ] در اثر عمل صالح ، خداوند عالم يك نوع تفضلاتى به بندگان مىكند ؛ آن تفضلاتى را كه نتيجهء اعمال شايسته است « رحمت رحيميّه » مىگويند .
رحمت رحمانيه هيچ به عمل و صلاح بنده ارتباط ندارد ، ولى رحمت رحيميه فقط و فقط بستگى دارد به صلاحيت و اعمال صالح بنده و به لياقتى كه آن بنده براى خود كسب مىكند ، و لهذا قرآن در مواردى اين مطلب را بيان مىكند كه گاهى مردم ميان رحمت رحيميه و رحمت رحمانيه اشتباه مىكنند ، مثلًا - اين در بعضى آيات قرآن هست - مىبينند خداوند به يك نفر آدم كافر يا فاسق ثروت زيادى داد ؛ تعجب مىكنند ، خيال مىكنند ثروت زياد از نوع رحمت رحيميه است يعنى از نوع آن رحمتهايى است كه انسان را به خدا نزديك مىكند ، از نوع رحمتهايى كه واقعاً سعادت است . مىگويند خدا چرا چنين مىكند ؟ فكر نمىكند كه آن رحمتى كه تفضل الهى و مربوط به شايستگى انسان است ، غير از اين حرفهاست ؛ آن گاهى ممكن است به صورت فقر براى انسان نازل شود ، اين ديگر بستگى دارد به حال بنده .
خداى متعال گاهى بندهاى را كه لياقت اينكه عنايت خاص الهى به او برسد و او را دستگيرى كند دارد و راهش منحصر است به اينكه او را در يك سختى و رنج قرار بدهد ، رنجى از نوع فقر ، رنجى از نوع مصيبت ، رنجى از نوع فراق ، رنجى از نوع ديگر براى او نازل مىكند ( رحمت رحيميه آن است كه در نهايت امر براى انسان سعادت است ) و بر عكس گاهى بندهاى را به دليل اينكه مستحق رحمت رحيميه نيست و مستحق نقمت است يعنى اعمالش او را مستحق كرده كه در همين دنيا معاقَب شود [ به صورت فراهم كردن نعمتها براى او ، عِقاب مىكند . ] عقابها فرق مىكند . بدترين عقابها اين است كه خدا او را از اينكه به طرف خودش بيايد طرد كند ، يعنى موجبات غفلت را به او بدهد . در مواردى - كليت ندارد - خدا مىخواهد به بندهاى بگويد برو گمشو ، ديگر اينجا نيا ؛ همه چيز را برايش فراهم مىكند يعنى برو گمشو . آن « برو گمشو » است .
پس رحمت رحمانيه يك مطلب است و رحمت رحيميه مطلب ديگر . رحمت رحيميه آن است كه در نهايت امر انسان را به سعادت نزديك كند ، حال مىخواهد به حسب صورت و ظاهر و با مقياسهاى كوچك و محدود بشر خير و نيكى شمرده شود يا در اين مقياسهاى كوچك خير و نيكى شمرده نشود .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٩