يهود نيست بلكه مربوط است به روابطشان با خدا . اين است كه مسأله خيلى رنگ موعظه و اندرز و معنويت مىگيرد و خيلى هم در اين جهت اوج مىگيرد . از اين دو سه آيه كه بگذريم آنگاه آيات توحيدى مىآيد كه آيات آخر سوره حشر در قرآن معروف است .
معنى تقوا
خطاب به مؤمنين است : « يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ » اى اهل ايمان تقواى الهى داشته باشيد . راجع به كلمهء « تقوا » ما مكرر بحث كرده و نوشتهايم كه اگرچه معروف در ترجمهها اين است كه تقوا را گاهى به « ترس » و گاهى به « اجتناب » ترجمه مىكنند - اگر بعد از آن « خدا » ذكر شده باشد ( اتَّقُوا اللَّهَ ) مىگويند يعنى از خدا بترسيد ، و اگر « معصيت » ذكر شده باشد ( اتَّقِ الْمَعاصى ) مىگويند معنايش اين است كه از معاصى اجتناب كنيد - ولى مفهوم كلمهء « تقوا » نه اجتناب است و نه ترس . البته تا حدى ملازم [ با ايندو ] هست ، يعنى هر جا كه تقوا باشد خشيت الهى هم هست و هر جا كه تقوا باشد اجتناب از معاصى هم هست ولى خود اين لغت معنايش نه اجتناب است و نه ترس ؛ و در اصطلاحات خود قرآن و در نهجالبلاغه - كه « تقوا » خيلى تكرار شده است - كاملًا پيداست كه معنى تقوا نه ترس است و نه اجتناب .
تقوا از مادهء « وَقْى » است . وقى يعنى نگهدارى . تقواى از معاصى در واقع معنايش « خود نگهدارى » است . متقى باش يعنى خودنگهدار باش . خود اين ، يك حالت روحى و معنوى است كه از آن تعبير به « تسلط بر نفس » مىكنند . اينكه انسان بتواند خود بر خود و در واقع اراده و عقل و ايمانش بر خواهشها و هوسهايش تسلط داشته باشد به طورى كه بتواند خودش خودش را نگه دارد ، اين نيروى خود نگهدارى اسمش « تقوا » است . خود را نگهداشتن از چه ؟ از آلوده شدن به معصيت . نتيجهء آلوده شدن به معصيت چيست ؟ در معرض قهر و انتقام خدا قرار گرفتن . پس خود را نگهدارى كردن از معصيت لازمهاش اجتناب از معصيت است و لازمهء اجتناب از معصيت ، خود را از لازمهء معصيت يعنى خشم الهى نگهدارى كردن است . پس اگر گفتند « اتَّقِ الذَّنْبَ » معنايش اين است كه خود را نگهدار از اينكه گرفتار گناه شوى . اگر بگويند « اتَّقِ اللَّهَ » معنايش اين است كه خود را نگهدار از اينكه گناه كنى و در اثر گناه كردن در معرض خشم الهى قرار بگيرى . ما كلمهاى