بر اينكه عدالت نكنيد ( يعنى با دشمن خودتان هم به عدالت رفتار كنيد ) ، به عدالت عمل كنيد كه عدالت به تقوا و پرهيزكارى نزديكتر است .
در آيهء 190 سورهء بقره مىفرمايد : « وَ قاتِلوا فى سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلونَكُمْ وَ لا تَعْتَدوا انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدين » در راه خدا بجنگيد با كسانى كه با شما مىجنگند ولى در جنگ هم اعتداء ( يعنى از حد گذشتن ) نكنيد ، از حد لازم نگذريد ؛ خداوند معتدين و متجاوزين را دوست نمىدارد .
در اين موارد نيز همه گفتهاند كه مقصود اين است : وقتى كه با دشمن روبرو مىشويد فقط با سرباز كه در ميدان جنگ با شما روبرو شده است بجنگيد ، اما آن كه سرباز نيست ، مثلًا كسى كه در خانه خودش نشسته است ، پيرمردها ، زنها ، بچهها ، به اينها كارى نداشته باشيد ، و مخصوصاً كارهايى را كه اسمش « افساد در زمين » است پيغمبر اكرم نهى مىفرمود ، صريح هم نهى مىفرمود . وقتى كه قومى را [ به جنگ ] مىفرستاد تعبيراتى مىكرد ، مىفرمود درختى را در جايى قطع نكنيد ، پيرمردى را نكشيد ، آب را به روى مردم نبنديد و امثال اين كارها . اينها اصل تعليمات اسلامى است .
ولى يك مطلب ديگر در اينجا هست و آن اين است : گاهى اين كارها صورت مىگيرد فقط به دليل حقد و عداوت و كينهاى كه افراد با ديگران دارند ، يعنى يك كارهاى صرفاً احساساتى . شك ندارد كه اينها ممنوع است . ولى يك وقت هست كه هدفهاى مشروع جنگى متوقف بر عملى است ؛ اينجا چطور ؟ من ابتدا مسألهاى را كه حادتر از همه است و در فقه مطرح است ذكر مىكنم تا تكليف بقيه روشن شود .
مسألهء تترّس كافر به مسلم
فقها مسألهاى در فقه در كتاب « جهاد » طرح كردهاند به نام مسألهء « تترّس كافر به مسلم » ( تترّس از مادهء « تُرس » است و تُرس يعنى سپر ) كه اگر در جنگ ، دشمن ، مسلمانى را سپر خودش قرار بدهد تكليف چيست ؟ حال يا فردى از كفار فردى را سپر قرار بدهد [ يا گروهى از كفار گروهى را سپر قرار بدهند ، ] ولى آنها بالاترش را عنوان كردهاند كه دشمن گروهى را سپر قرار بدهد . مثلًا دشمن عدهاى مسلمان بىگناه را اسير مىكند ( و اين خيلى معمول هم هست ) ، بعد همان اسرا را در مقدّم لشگر خودش قرار مىدهد و سربازش پشت سر اين اسرا جلو مىآيد ، براى اينكه