تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
حرفى مىگويند كه ديگر درمىماند جواب بدهد و خجل و شرمنده مىشود ، مىگوييم فلانى بور شد . دو ريشه براى اين كلمه ذكر كرده‌اند كه هردو به يك ريشه برمىگردد . يك ريشه‌اش هلاكت است . « بوار » در لغت عربى يعنى هلاكت . ريشهء ديگر آن اين است كه عرب به زمينِ - به تعبير خودش - ميتهء جَرداء ، يعنى زمين مردهء لخت و عور كلمهء « بور » اطلاق مىكند ( باير هم كه مىگويند همين است ) ، زمين مرده ، زمينى كه حيات ندارد ، زمينى كه هيچ گياهى ندارد ، زمين شوره‌زار يا شنزارى كه هيچ اثرى از آثار حيات در آن وجود ندارد . هردو را مفسرين گفته‌اند . به نظر من اين دومى [ مناسبتر است . ] « وَ كُنْتُمْ قَوْماً بوراً » حقيقت اين است كه اين دلهاى شما سرزمينهاى مردهء بىحيات بىروحى بود . « وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ فَانّا اعْتَدْنا لِلْكافِرينَ سَعيراً » ( اول گفت : لِتُؤْمِنوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ ) واى به حال كسى كه به خدا و رسول خدا ايمان پيدا نكند و كافر بشود ، بايد بداند كه براى كافران سعيرى ( آتشها و لهيبهاى افروخته و گداخته‌اى ) است . و صلّى اللَّه على محمد و إله الطاهرين .