سعدا به آن مىرسند و آنچه كه اشقيا به آن مىرسند غالباً هر دو را در كنار يكديگر بيان مىكند . مقدمهاى عرض بكنم و بعد اين آيه را توضيح بدهم .
درخت « طوبى »
در قرآن چيزى در بهشت نام برده شده است به نام « طوبى » ، كه در آن آيهء كريمه مىخوانيم : «
طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ »
« 1 » ، و چيز ديگرى نام برده شده است در جهت مقابل آن در جهنم به نام « زَقّوم » كه در دو جاى قرآن با كلمهء « شجره » نام برده شده است : « شَجَرَتَ الزَّقّوم » . اينجا هم كلمهء « شجره » است : « انَّ شَجَرَتَ الزَّقّومِ . طَعامُ الْاثيمِ » ، درخت زقّوم . راجع به « طوبى » در خود قرآن من يادم نيست كه تعبير به « شجره » شده باشد ، شجرهء طوبى ، ولى در اخبار و روايات ما آمده است كه طوبى شجرهاى است ، درختى است ، و لهذا الآن هم در ذهن همهء ما به عنوان يك درخت تلقى مىشود ، مىگوييم « درخت طوبى » . طوبى از همان مادهء « طيّب » است كه طيّب يعنى پاك و پاكيزه .
در آن آيهء [ سورهء ابراهيم ] بدون آنكه بيان حال بهشت يا جهنم در كار باشد ، اين قدر بيان شده است كه : «
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ . تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ
» . بعد دارد : «
وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ »
« 2 » . در آنجا اينچنين تشبيه شده است كه خداوند سخن پاكى را ( البته مقصود سخن به اعتبار يك لفظ نيست ، يعنى به اعتبار يك عقيده و يك اصل ) ، خداوند يك اصل پاك و يك عقيدهء پاك را چنين مثل مىزند ، به يك درخت پاك ، يعنى مانند يك درخت پاك است ، درخت پاكيزهاى كه ريشهاش در زمين است و شاخهاش بر آسمان ، درختى است پرميوه و ثمربخش و هميشهبهار و ميوهاش هميشگى و همهفصل ، نه مثل درختهاى ميوهء طبيعى كه در يك فصل معين ، بهار يا پاييز ، ميوه دارد ولى در فصل ديگر ندارد ؛ نه ، درختى است كه هميشه ميوهده است «
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها
» . بعد مىفرمايد : «
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ
» خدا مثالهايى براى مردم ذكر مىكند . دربارهء
هامش
( 1 ) . رعد / 29 .
( 2 ) . ابراهيم / 24 - 26 .