تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
« الف » را با « ب » و « ب » را با « ج » اشتباه نمىكند . اينها كه در سابق متحد و يكى بودند و در آنجا اساساً جدايى و چندتايى نبود و وحدت بود ، در مرحلهء نوشتن ، بر آن كثرت و فرق و جدايى حكمفرما شد . البته با همين مخزن هم مىشد شما به جاى « حضور محترم . . . » چيز ديگرى بنويسيد و شكل ديگرى به آن بدهيد ، ولى دست شما آمد اين شكل را به آن داد . پس اين كلمات را شما در اينجا به وجود آورديد ولى كلمات به يك معنا قبلًا وجود داشت اما نه به صورت كلمه و جدايى . اين است كه در آنجا به تعبير قرآن « احْكِمَتْ اياتُه » به مرحلهء احكام وجود داشت ، در اينجا به مرحلهء تفصيل : « كِتابٌ احْكِمَتْ اياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ » « 1 » . اين دو نزول قرآن بر پيغمبر اين طور است . آن دفعهء اول كه قرآن بر پيغمبر نازل مىشود كه كلمه و حرف و آيه و اين حرفها نيست مثل اين است كه اين خودنويس پر بشود . خودنويس پر مىشود اما از حقيقتى پر مىشود كه در آن هيچ لفظ و كلمه‌اى نيست . مرحلهء دوم نزول قرآن آن وقتى است كه همان پرشده‌ها « 2 » بعد به صورت كلمات و الفاظ درمىآيد . مولوى يك شعر خيلى عالى در اين زمينه دارد ( هر چه در اين زمينه گفته‌اند از اين آيهء قرآن بيرون نيست : وَ انْ مِنْ شَىْءٍ الّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الّا بِقَدَرٍ مَعْلومٍ ) مىگويد :
متحد بوديم و يك گوهر همه * بىسر و بىپا بديم آن سر همه يك گهر بوديم همچون آفتاب * بىگره بوديم و صافى همچو آب چون به صورت آمد آن نور سره * تا ابد چون سايه‌هاى كنگره كنگره ويران كنيد از منجنيق * تا رود فرق از ميان آن فريق
مقصود از « ويران كردن » اين است كه وقتى شما از آن ديد نگاه كنيد مىبينيد همه به يك اصل و به يك وحدت برمىگردند . پس اين « فيها يُفْرَقُ كُلُّ امْرٍ حَكيمٍ » كه به صورت مضارع و مستقبل آمده و يك امر جارى را دارد بيان مىكند كه هميشه اين امر جارى وجود دارد ، نمىتواند اختصاص به نزول قرآن داشته باشد ، بلكه [ ناظر ] به نزولى [ است ] كه همه چيز دارد . حال چه رابطه‌اى است ميان اين نزول تدريجى همهء اشياء از آن اصل و مبدأ خودشان با ليلةالقدر ؟ آن رابطه‌اى است كه عالم تكوين با انسان كامل دارد ، كه در
هامش
( 1 ) . هود / 1 . ( 2 ) . [ آنچه كه شىء از آن پر شده است . ]