اين دنيا دار عمل است و آن دنيا دار محصول . اينجا را به اصطلاح مىگويند « خانهء قوه » ، آنجا را مىگويند « خانهء فعليت » . همين طور كه دانهاى كه به زمين پاشيده مىشود در ابتدا استعداد دارد كه خيلى عالى و خوب رشد كند ، اگر كج و كوله رشد كرد ديگر نمىشود آن را برگرداند هستهء اولش كرد ، بلكه همينطور مىماند و همين است ، انسان هم اگر با اين فعليت يعنى با حالت دشمنى با حق و حقيقت از دنيا برود ، خيال نكنيد آنجا دشمنىاش زايل مىشود . همين دشمنىاش با حق و حقيقت تا ابد همراهش هست ، تا ابد كه در قيامت مىسوزد هيچ وقت پشيمانى واقعى به معنى تغيير در آنجا وجود ندارد ؛ يعنى با همين حالت دشمنى حق و حقيقت تا ابد هست ، و لهذا قرآن مىگويد : « وَ لَوْ رُدّوا لَعادوا لِما نُهوا عَنْهُ » « 1 » عجيب است ! مىگويد اين ديگر هيچ تغييرپذير نيست . [ شخص معاند ] مىگويد : « رَبِّ ارْجِعونِ لَعَلّى اعْمَلُ صالِحاً » « 2 » ، [ قرآن مىفرمايد ] ولى حالا كه به اين شكل درآمده اگر برگردد به دنيا همان آدم اول است ، ديگر تغيير نمىكند . تا ابد به اين حال باقى است و تا ابد هم در جهنم باقى است . پس « وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانوا هُمُ الظّالِمينَ » كسى كارى نكرده ، همانى است كه خودت با خودت آوردهاى و تا [ ابد ] هم با تو خواهد بود .
اين البته راجع به همان افرادى است كه در جهنم خالد هستند ، و البته ما مىدانيم كه اين در وقتى است كه منشأ جهنمى شدن انسان اين باشد كه دشمنى با حق و حقيقت ملكه و صورت انسان شده باشد ، فعليت انسان آن باشد ، ولى اين را هم مىدانيم كه بسيارى از عذابها به نصّ خود آيهء قرآن پايانپذيرفتنى است ؛ يعنى همهء اهل جهنم اين طور نيستند كه براى ابد [ در آنجا ] باقى بمانند . در سورهء « عمّ » مىخوانيم كه « لابِثينَ فيها احْقاباً » « 3 » اصطلاحى است كه قرآن آورده : احقابى درنگ مىكنند . مختلف است : كمتر ، زيادتر . آنهايى كه آن اصل جوهر انسانىشان فاسد نشده و آن اصل حقيقت و تسليم در مقابل حقشان از بين نرفته و تبديل به دشمنى با حق و حقيقت نشده ، مثلًا گناهانى از قبيل گناهان كبيره برايشان پيدا نشده ، عذاب را مىكشند [ ولى ] اين عذابها براى آنها خاصيت تصفيه دارد ، تدريجاً تصفيه
هامش
( 1 ) . انعام / 28 .
( 2 ) . مؤمنون / 99 و 100 .
( 3 ) . نبأ / 23 .