رَحيمٌ » « 1 » خدايا در دلها و سينههاى ما و در روحهاى ما كوچكترين كدورتى نسبت به اهل ايمان قرار نده ( « غِلّ » يعنى كدورت ، غش ، تيرگى ) تو رئوف و مهربان هستى .
چقدر بد است كه انسان نسبت به شخصى كه واقعاً مؤمن و باايمان است غلّ و حقد و كينه و ناراحتى در قلب خودش داشته باشد . به همين دليل است كه ما در دستورهاى دينى خودمان داريم « 2 » كه اگر دو نفر مؤمن نسبت به يكديگر كدورتى پيدا كردند اين كدورت نبايد بيش از سه روز باشد . ( قراردادن مدت به اين دليل است كه ابتدا يك هيجانى در كار است . ) بعد از سه روز هر دو نفر موظف هستند كه زودتر اقدام كنند تا اين غلّ و ناراحتى و اين عقدهاى كه از يكديگر پيدا كردهاند منتفى و رفع شود .
در زمينهء « مؤاخات فى اللَّه » دستورهاى زيادى داريم . در حديثى كه در كافى « 3 » هست پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به اصحابشان فرمودند « 4 » : « اىُّ عُرَى الْايمانِ اوْثَق » ؟ در ميان دستگيرههاى ايمان كداميك محكمتر است ؟ يكى گفت : نماز ؛ ديگرى گفت : روزه ؛ سومى گفت : حج ؛ چهارمى گفت : جهاد و ديگرى گفت : زكات . حضرت فرمودند :
تمام اينها كه شما گفتيد دستگيرههاى محكمى هستند ولى مقصود من چيز ديگرى است . گفتند : خودتان بفرماييد يا رسولاللَّه ! فرمودند : « الْحُبُّ فِى اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِى اللَّه » اينكه يكديگر را به خاطر خدا دوست و يا دشمن بداريد ؛ يعنى دوستان خدا را به خاطر خدا دوست بداريد و دشمنان خدا را به خاطر خدا دشمن بداريد ؛ اين محكمترين دستگيرههاى ايمان است .
اميرالمؤمنين عليه السلام در كلمات قصار نهجالبلاغه مىفرمايند : « كانَ لى فى ما مَضى اخٌ فِى اللَّهِ » ( خيلى جملههاى عالى و خوبى است ! ) من در گذشته برادرى داشتم اما « اخٌ فِى اللَّه » يعنى نه برادر نسبى ، بلكه برادرى كه يكديگر را به خاطر خدا دوست مىداشتيم « وَ كانَ يُعَظِّمُهُ فى عَيْنى صِغَرُ الدُّنْيا فى عَيْنِه » « 5 » يك چيز ، او را در چشم من
هامش
( 1 ) . حشر / 10 .
( 2 ) . اصول كافى ، كتاب الايمان و الكفر ، باب الهجره .
( 3 ) . كتاب الايمان و الكفر ، باب « الحب فى اللَّه و البغض فى اللَّه » ، حديث 6 .
( 4 ) . حضرت سؤال كردند مثل يك امتحان و آزمايش ، مثل يك معلم كه از شاگردش مىپرسد ومىخواهد شاگرد را امتحان كند ببيند چقدر از تعليمات را درك كرده است . در واقع حضرت مىخواستند ببينند اينها چقدر با روح اسلام آشنا هستند .
( 5 ) . نهجالبلاغه ، حكمت 281 .