بن عبدالمطلب بود و خودش هم در جنگ بدر عليه مسلمين شركت كرد و اگر غير از اين مىبود نمىتوانست در مكه زندگى كند . او در بدر اسير شد و عدهء ديگرى از بنىهاشم از جمله عقيل برادر اميرالمؤمنين عليه السلام - كه تا آنوقت جزء كفار بود - اسير شدند . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به عباس فرمود فديهء خود و خويشاوندانت را بده ( چون عباس پولدار آنها بود ) و هر كس فديه مىداد آزاد مىشد . گفت : ندارم . فرمود : يادت هست وقتى مىخواستى بيايى به زنت امالفضل اين مقدار پول دادى و گفتى جنگ است شايد برنگشتم ، اگر برنگشتم اين پول را به مصرف برسان ؟ از همان پول فديهء اينها را بده . گفت : « اشْهَدُ انَّكَ رَسولُ اللَّه » شهادت داد و بعد به مكه رفت و باز جزء همانها بود ولى محرمانه به نفع مسلمين كار مىكرد . او آدمى بود كه در همان جنگ بدر هم دلش با مسلمين بود ولى وابسته به طبقهاى بود كه با آنها عملًا همكارى مىكرد . حال اين را در نظر داشته باشيد .
مبناى دوستيها
قرآن بعد از اينكه اينها را در اين حد مىكوبد كه «
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
» ( ديگر چيزى در انتظار اينها نيست جز مرگ ) مىفرمايد : «
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
» دوستان در قيامت همه با همديگر دشمناند مگر پرهيزكاران . قرآن مىخواهد بگويد اينها كه در دنيا امروز با يكديگر دوست و متحدند و عليه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله متشكلاند ، مبناى دوستى و تشكل و وحدتشان عليه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله امور انسانى نيست بلكه منافعشان است ؛ يعنى : اى دوستان امروز ! اى گروهى كه دور هم جمع شدهايد و منافع ، شما را در يك جا جمع و متحد و متشكل كرده است ، از جمله خبرهايى كه به شما مىدهم اين است كه در قيامت دشمن خونى يكديگر خواهيد بود .
به نظر مىرسد اين آيهء « الْاخِلّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ الَّا الْمُتَّقينَ » به همين جهت دنبال آيهء قبل آمده است ، دارد به آنها مىگويد كه اين رفاقتها و دوستيهاى شما و اين خُلّتهاى شما بر مبناى مطامع است ؛ اين دوستيها آنجا كه پاى اين مطامع در كار نيست و حقايق ظهور مىكند يك جا تبديل به دشمنى خواهد شد . اين از جهت ارتباط اين آيه با آيات ديگر .
قطع نظر از مورد اين آيه ، خود اين آيهء « الْاخِلّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ الَّا