كنيم ؟ نه ، خودش در جاهاى ديگر بيان مىكند كه مشيّت او چه نظامى دارد ، چه افرادى را مشيّت خدا اقتضا مىكند هدايت كند و چه افرادى مشمول هدايت الهى نمىشوند . در آيات ديگر اين مطلب را روشن كرده است .
در يكى از آيات اول سورهء بقره ، راجع به قرآن چه پاكيزه مىفرمايد : يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدى بِهِ كَثيراً خدا با قرآن گروه بسيارى را گمراه مىكند و با همين قرآن گروه بسيارى را هدايت مىكند ؛ چطور ؟ قرآن كه وسيلهء هدايت است ، وسيلهء گمراهى نيست ! مىگويد : وَ ما يُضِلُّ بِهِ الَّا الْفاسِقينَ « 1 » خدا گمراه نمىكند به وسيلهء آن مگر فاسقان را ؛ يعنى آنهايى كه زمينهء روح و فطرت پاك خودشان را فاسد ، مسخ و منحرف كردند . قرآن ريسمان خداست ، ريسمانى است كه فرستاده تا بشر را از چاه ظلمت طبيعت بيرون بياورد . چنگ زدن ريسمان با كيست ؟ با بشر است ، ولى آن كه نمىخواهد از اين ريسمان استفاده كند تقصير با خودش است . يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدى بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ الَّا الْفاسِقينَ ، كه اين مضمون در آيات زيادى از قرآن تكرار شده كه هدايت و ضلالت الهى نظامى دارد و ضلالت الهى عقوبت است .
خلاصهء مطلب اين است : نور الهى آن خانه را در اعلى درجه روشن كرده است ، كه مثال به آن چراغ مىزند چون مثَل اعلاى روشنى براى يك خانه بوده . نور الهى جهان را به حدّ اعلى روشن كرده است . مطلب درستى است . اگر بگوييم مثَل ، مثَل انسان است ، از نظر عقل انسان بخواهيم پياده كنيم - كه بوعلى گفته است - درست است ، از نظر ايمان انسان هم پياده كنيم - كه در روايات آمده - درست است ، و البته از نظر ايمان درستتر است . گذشته از اين كه در روايت است و قابل مقايسه نيست كه انسان حرف بوعلى را با روايت مقايسه كند ، با آيات بعد خوب تطبيق مىكند ، چون آيات بعد مَثل براى كافر ( دل كافر ) ذكر مىكند كه در تاريكى است . اگر مَثل ، مَثل مؤمن باشد مَثل قلب مؤمن است ، يعنى قلب مؤمن روشن است مثل خانهاى كه در آن چنين چراغى باشد ، برعكسِ قلب كافر كه تاريك است ؛ و اگر مَثل ، مَثل جامعهء بشريت و چراغى كه جامعهء بشريت را روشن كرده است يعنى نور مقدس خاتمالانبياء صلى الله عليه و آله باشد باز مىبينيم كه مَثل ، مَثل كامل و جامعى است . ظاهراً هنوز
هامش
( 1 ) . بقره / 26 .