يعنى نمونهها و تاريخها و سرگذشتها از موسى و عيسى عليهما السلام و پس از اينكه هيچيك از اين تذكرات به حال سرسختهاى قريش ، رؤسا و ملأ قريش سود نبخشيد ، اين آيه تقريباً بيان يأسآميزى است دربارهء آنها ؛ مىفرمايد : « هَلْ يَنْظُرونَ الَّا السّاعَةَ انْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لايَشْعُرونَ » .
« يَنْظُرون » به معناى يَنْتَظِرون است . كلمهء « نَظْرَة » تنها به معنى نگاه نيست ، به معنى مهلت هم هست . در خود قرآن آمده است : « وَ انْ كانَ ذوعُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ الى مَيْسَرَةٍ » « 1 » . اين آيه در باب « مديون و دائن » است كه اگر مديون در مشقت است و اداى دين براى او سخت است بر دائن است كه او را تا وقتى كه تمكنى پيدا كند و در يسر قرار گيرد مهلت بدهد و فعلًا كه در عسر و مشقت است بر او فشار نياورد تا دستش به اصطلاح باز بشود . پس آنجا كلمهء « نَظْرَة » به معنى مهلت و انتظار است .
در اينجا هم همين معنى را دارد . « هَلْ يَنْظُرونَ » يعنى آيا انتظار مىبرند ؟ آيا منتظر چيزى جز مرگ يا قيام قيامت خواهند بود ؟ يعنى ديگر چيزى نمانده كه به اينها گفته نشده باشد و ديگر اميدى به حال اينها نيست . اينها حالتشان اين است كه انتظار نمىكشند جز اينكه مرگ و يا قيامت كبرى بيايد ( اين در واقع زبان حالشان است نه اينكه خودشان جز اين انتظار نمىكشند ) .
اينكه عرض مىكنيم « مرگ » يا « قيامت كبرى » به اين دليل است كه كلمهء « السّاعَة » آمده است . اين كلمه در قرآن معمولًا به معناى قيامت مىآيد . در مورد مرگ هم « قيامت » گفته مىشود ، از باب اينكه هر كسى كه بميرد قيامت او به پا شده است : « اذا ماتَ الْمَرْءُ قامَتْ قِيامَتُه » وقتى كه انسان مىميرد قيامت او بپاشده و شروع شده است . البته يك قيامت كبرى و قيامت عمومى داريم كه حساب ديگرى دارد .
مىفرمايد اينها ديگر هيچ انتظارى برايشان نيست مگر آنكه قيامت بغتةً و به طور ناگهانى آنها را بگيرد . حال يا مقصود اين است كه مرگ بغتةً آنها را [ در كام خود ] بگيرد و يا قيامت كبرى بغتةً پيدا شود ( چون در بارهء قيامت كبرى هم در قرآن هست كه بغتةً پيدا مىشود در حالى كه مردم انتظار چنين چيزى را ندارند و در فكر چنين چيزى نيستند . ) اينها هيچ توجه و آگاهى ندارند و نمىدانند كه اين قيامت است كه دارد مىرسد و يا مرگ اينهاست كه دارد مىرسد . اگر مقصود مرگ باشد
هامش
( 1 ) . بقره / 280 .