تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
خون آب است . شما مىبينيد يك تشنگى فوق‌العاده‌اى بر افراد مجروح كه خون از بدنشان رفته است مستولى مىشود . بدن نياز به خون دارد و اين خون شرط اولش آب است ، اين تشنگى را ايجاد مىكند كه فوراً آب بنوشد ، و بدن به سرعت شروع به ساختن خون مىكند . اين ديگر با اين اصول طبيعى كور و كر جناب داروين قابل توجيه نيست ، و خيلى از اين مسائل هست . من خودم در چند سال پيش مقاله‌اى نوشتم به نام « توحيد و تكامل » كه در « مكتب تشيع » چاپ شد « 1 » . در آنجا اين مطلب را ثابت كردم كه داروينيسم - خواه درست باشد يا نادرست - با مسئلهء توحيد مخالفتى ندارد ، بلكه بيشتر مسئلهء توحيد را تأييد مىكند ، يعنى بيشتر ثابت مىكند كه يك نيروى مرموزِ تدبير و هدايتى در درون جاندارها هست كه اينها را در جهت مصلحت حيات تطبيق مىدهد .

درسى كه بايد آموخت

حال آن درسى كه ما بايد بگيريم چيست ؟ آيا صرفِ يك درس زيست‌شناسى است كه همهء جانداران از آب آفريده شده‌اند ؟ اين علم است ، حرف درستى هم هست ، خداوند همهء موجودات را - با اين كه اصلشان از آب است - متنوع آفريده است ، حال يا به شكلى كه داروين مىگويد : « تسلسل انواع » يا غير تسلسل انواع ، ولى به هرحال انواعى پيدا شده است كه براى يك فرد بشر شناختن آن انواع امكان ندارد ؛ يعنى اگر ما بخواهيم فقط انواع حيوانات را بشناسيم ، سالهاى زياد بايد درس بخوانيم ، آخرش هم شايد نتوانيم . تازه يك متخصص اگر « انواع صحرايى » را بشناسد ، « انواع دريايى » را ديگر نمىشناسد . پس قرآن نظرش به چيست ؟ نظرش به آن كلمهء « اللَّهُ » است . قرآن هميشه مىخواهد ما به اين نكته توجه كنيم كه اين جريان خلقت در عالم چگونه نشان مىدهد نورى را ؛ چگونه نشان مىدهد كه اين حركتها و تلاشها و جنبشها و پيدايشها ، در ظلمات و كوركورانه نيست ، نور الهى در باطن همهء ذرات عالم هست ؛ همهء اينها مشيّت الهى ، تقدير الهى و حكمت الهى را نشان مىدهد . لهذا بعد از آن كه خزندگان و روندگان ( به دوپا و به چهار پا ) را ذكر مىكند ، براى اين كه [ بفهماند ] كه ما اينها را به عنوان مثال ذكر كرديم و منحصر به اينها نيست
هامش
( 1 ) . [ اين مقاله در كتاب مقالات فلسفى استاد شهيد درج شده است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 551 | مرتضى مطهرى