عِبادِهِ « 1 » . آنچه كه قاهر بر ما و مسلّط بر ماست و ما فوق معنوى ما قرار گرفته است ، قرآن به آن هم « سماء » مىگويد . پس اين اشتباه نشود ؛ [ « سماء » با « آسمان » يكى نيست . ]
همين قرآن كه در بسيارى از موارد - و از جمله همين قرائن موجود در اينجا - مىگويد از « ابر » باران مىفرستيم ، اينجا مىگويد از « سماء » باران مىفرستيم ، چون در اينجا سماء خودش همان ابر است و ابر سماء است . وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ از بالا تدريجاً فرو مىفرستد « 2 » « مِنْ جِبالٍ فيها مِنْ بَرَدٍ » از كوههايى از يخ ، از تگرگ . يعنى چه ؟ اخيراً از نظر علماى امروز مطلب كشف شده است كه در طبقات بالاى جوّ كه گاهى ابرها روى يكديگر متراكم مىشوند ، هوا بسيار سرد مىشود و در آنجا واقعاً درست مانند كوهى از يخ وجود دارد ؛ و اين تعبير قرآن واقعاً اعجازآميز است . چه كسى مىدانست كه چنين چيزهايى در آن فضاهاى بالا وجود دارد ؟
وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ ،
كه مقصود فرستادن تگرگ است . شايد « مِنْ بَرَدٍ » متعلّق به « يُنَزِّلُ » باشد : تگرگهايى از كوههايى كه در آنجا وجود دارد مىفرستد .
فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ
اين تگرگها را به سوى آن كه ارادهء خودش تعلق بگيرد مىفرستد كه اصابت كند و از هركه نخواهد برمىگرداند ؛ يعنى خيال نكنيد كه كار خدا نظير كارهاى بشرى است كه تير همين قدر كه از [ چلّهء كمان ] بيرون رفت ديگر از اختيار تيرانداز خارج است ؛ اين در كار بشر است ، كار خدا هيچ وقت از اراده و مشيّت خدا و از سلطهء الهى بيرون نمىرود .
بعد اشاره مىكند به آن وقتى كه رعد و برق مىزند : يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْابْصارِ نزديك است نور برقش چشمها را بربايد و ببرد . اين هم يك آيه .
آيات الهى و نشانههاى خدا
در اين آيه هم قرآن ضمن آوردن كلماتى كه صد درصد با واقعيت كائنات جوّيّه
هامش
( 1 ) . انعام / 18 و 61 .
( 2 ) . « يُنَزِّلُ » يعنى تدريجاً فرو مىفرستد . فرق است ميان « انزال » و « تنزيل » . « انزال » فرود آوردنيكدفعه را مىگويند ، مثلِ« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ( قدر / 1 ) كه نزول دفعى قرآن را بيان مىكند . « تنزيل » نزول تدريجى است . معلوم است ، چون باران و تگرگ تدريجاً مىآيند ، لذا تعبير « يُنَزِّلُ » مىكند .