عبارات مختلف و آن اين كه اگر كسانى در راه خدا باشند ، اين كه عملشان حداكثرِ پاداش داده مىشود به جاى خود ، و اين كه آنچه مىخواهند به آنها داده مىشود نيز به جاى خود : وَ مَنْ ارادَ الْاخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكوراً « 1 » ، لَهُمْ ما يَشاؤنَ فيها ، علاوه بر آن « وَ لَدَيْنا مَزيدٌ » « 2 » . در اينجا چون راه فطرى و راه طبيعت بشر است ، يك چيزهايى هم كه نخواستهاند ما فوق خواسته به آنها تفضّل مىشود .
[ تعبير ديگر چنين است ] : مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الْاخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فى حَرْثِهِ « 3 » .
تعبير ديگرى در چند جاى قرآن هست كه آن خيلى عجيب است . در بعضى آيات ، قرآن مىگويد اگر كسى كار بد بكند به همان اندازه كه كار بد كرده به او كيفر مىدهند ، ولى اگر كار خوب بكند چند برابر كار خوب به او پاداش مىدهند : مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها « 4 » كسى كه كار خوب بكند ده برابر به او پاداش مىدهند .
منطق ديگرى در قرآن هست كه خيلى لطيف و عالى است و آن اين است : وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً « 5 » ( اين خيلى عجيب است ! ) اگر كسى كار نيك و زيبا بكند ما به زيبايى كارش مىافزاييم ، يعنى ما گريم و پرداختش مىكنيم . وقتى كار در مسير خلقت و رضاى الهى قرار بگيرد اينچنين است . شما كارى را در مسير رضاى الهى انجام بدهيد ، بسا هست اين كار شما معايب و نواقصى دارد ، اما خدا به فضل و لطف خودش آن معايب و نواقص را بر طرف مىكند و زشتيهاى عمل شما را از بين مىبرد و تبديل به زيبايى مىكند . خدا نسبت به كار نيك مشّاطهگرى مىكند ، بديهايش را مىپوشاند و به جايش خوبى مىآورد .
پس دو مطلب است : يكى اين كه يك كار خوب كه انسان مىكند خدا آن را ده تا كار خوب حساب مىكند . اين ، جنبهء كمّيت كار است ، يعنى لطف الهى بر كمّيتش مىافزايد . يكى هم جنبهء كيفيت كار است كه انسان يك كار نيمه زيبا انجام مىدهد ، بعد مىبيند خدا تمامْ زيبا به او تحويل مىدهد .
هامش
( 1 )
. اسراء / 19 .
( 2 ) . ق / 35 .
( 3 ) . شورى / 20 .
( 4 ) . انعام / 160 .
( 5 ) . شورى / 23 .