تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
اصلًا در زندگى خصوصى مردم بدون اجازه نبايد وارد شد ، چون هركسى در زندگى خصوصى ممكن است چيزهايى داشته باشد كه نخواهد ديگران بدانند . مىفرمايد : اگر كسى نبود ، باز هم داخل نشويد مگر اين كه به شما اجازه داده شود ؛ يعنى مگر اين كه قبلًا به شما اجازه داده باشند ، مثل اين كه صاحبخانه كليد را به شما داده باشد يا به شما گفته باشد داخل اين خانه برو .

يك دستور مترقّى

حال اگر رفتيم و اجازه خواستيم و كسى هم داخل خانه بود ولى به جاى اين كه به ما بگويد « بفرماييد » گفت : « خواهش مىكنم برگرديد ، فعلًا نمىتوانيم شما را بپذيريم » در اين حالت چه كنيم ؟ قرآن در كمال صراحت مىگويد : اگر صاحبخانه به شما گفت « نمىپذيرم » برگرديد و به شما برنخورد . اين دستورى است كه حتى از زندگى امروز ما مردم ، مترقىتر است و ما متوجه آن نيستيم . قرآن در اينجا به ما مىگويد نه رودربايستى بى جا از افراد داشته باشيد و نه نازك‌نارنجى باشيد و بى خود به شما بربخورد . اگر مىخواهيد به خانهء كسى وارد شويد ، چنانچه قبلًا از شما دعوت كرده‌اند و وقت گرفته‌ايد داخل مىشويد و اگر بدون اطلاع قبلى درِ خانهء كسى را مىزنيد ، معنايش اين است كه من مىخواهم داخل خانهء تو شوم . اولًا صاحبخانه - چون قبلًا وعده نگرفته - اگر واقعاً در شرايطى قرار گرفته كه نمىتواند بپذيرد ، بدون رودربايستى بگويد من در منزل هستم - نه اين كه نيستم - ولى متأسفانه الآن كار دارم و نمىتوانم شما را بپذيرم ( خيلى اتفاق مىافتد كه انسان كار لازمى دارد و آن كسى هم كه آمده كار چندان لازمى ندارد ) ، تو كه از من وقت نگرفتى ، حالا برو و يك وقت ديگر بيا ، و اين را صريح بگويد . اگر صاحبخانه صريح گفت ، او هم بايد آنقدر شهامت و شجاعت و مردانگى داشته باشد كه بدش نيايد .

سه حالت موجود در جامعهء ما در خصوص مهمان سر زده

اما امروز شما مىبينيد كه كار برعكس است ؛ نه صاحبخانه آن شهامت و صراحت و صداقت را دارد كه بگويد من كار دارم و نمىتوانم تو را بپذيرم ، و نه آن كسى كه وارد مىشود آنقدر انسانيت دارد كه اگر صاحبخانه گفت تو را نمىپذيرم ، به او برنخورد ،