تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
انسانيت واقعى و حقيقى . من اگر بر ضد راستى و امانت كه شرافتهاى انسانى است قيام كنم و مثل ماكياول طرفدار سيادت باشم و بگويم اساساً اخلاق و انسانيت و شرافت و امانت ، حربهء افراد قوى است عليه ضعفا ، و اساسْ سيادت است ، يك انسان ضد انسانم . شريفترين استعدادهايى كه در انسان هست بالا رفتن به سوى خداست ( يا ايُّهَا الْانْسانُ انَّكَ كادِحٌ الى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيه ) « 1 » ، مشرّف شدن به شرف توحيد است كه سعادت دنيوى و اخروى در گرو آن است . حالا اگر انسانى بر ضد توحيد كارى كرد ، او انسان ضد انسان است يا بگوييم حيوان ضد انسان است . بنابراين ملاك شرافت و احترام و آزادى انسان اين است كه انسان در مسير انسانيت باشد . انسان را در مسير انسانيت بايد آزاد گذاشت نه انسان را در هر چه خودش انتخاب كرده بايد آزاد گذاشت ولو اينكه آنچه انتخاب مىكند برضد انسانيت باشد . كسانى كه اساس فكرشان در آزادى انسان آزادى خواست انسان است يعنى هرچه انسان بخواهد در آن آزاد باشد ، گفته‌اند : « انسان در انتخاب عقيده آزاد است . » بسا عقيده‌اى كه انسان انتخاب مىكند بر ضد انسان و بر ضد خودش است .

فرق علم و عقيده

البته فرق است ميان علم و عقيده . علم آن چيزى است كه بر اساس منطق پيش مىرود . انسان در علم بايد آزاد باشد . كسى كه در نظريات علمى انديشيده و با فكر آزاد ، انتخاب كرده ، بايد هم آزاد باشد . اما عقيده را كه انسان انتخاب مىكند ، بر مبناى تفكر نيست . عقايد اغلب تقليد است ، پيروى از اكابر و كُبَرا و بزرگان است . از نظر قرآن [ انسان ] تحت تأثير اكابر قرار مىگيرد ، عقيده‌اى اتخاذ مىكند ؛ تحت تأثير پدر و مادر و آباء و اسلاف خود عقيده‌اى در ذهنش نفوذ مىكند . چرا انسان در عقيده يعنى گرايش اعتقادى كه ريشهء آن پيروى كوركورانه از محيط يا پيروى از اكابر و شخصيتهاست و مغرضانه به او القا كرده‌اند آزاد باشد ؟ ! اين آزادى معنايش اين است كه شخصى اشتباه كرده ، به دست خود زنجيرى به دست و پاى خويش
هامش
( 1 ) . انشقاق / 6 : [ اى انسان ! تو با هر رنج و مشقت در راه طاعت و عبادت حق بكوشى ، عاقبت به‌حضور پروردگار خود مىروى و به ملاقات او نائل مىشوى . ]