اين قضيه اين فكر براى همهء مردم عرب پيدا شده بود كه اين سرزمين تحت حفظ و حراست خداوند است و هيچ جبّارى بر اين شهر مسلط نخواهد شد . وقتى پيغمبر اكرم به آن سهولت آمد مكه را فتح كرد گفتند پس اين امر دليل بر آن است كه او بر حق است و خدا راضى است .
به هر حال اين فتح خيلى براى مسلمين اهميت داشت . مسلمين وارد مكه شدند . مشركين هم در مكه بودند . تدريجاً از قريش هم خيلى مسلمان شده بودند .
يك جامعهء دوگانهاى در مكه به وجود آمده بود ، نيمى مسلمان و نيمى مشرك . حاكم مكه از طرف پيغمبر اكرم معين شده بود يعنى مشركين و مسلمين تحت حكومت اسلامى زندگى مىكردند . بعد از فتح مكه مسلمين و مشركين با هم حج كردند با تفاوتى كه ميان حج مشركين و حج مسلمين وجود داشت . آنها آداب خاصى داشتند كه اسلام آنها را نسخ كرد . گفتيم حج يك سنت ابراهيمى است كه كفار قريش در آن تحريفهاى زيادى كرده بودند . اسلام با آن تحريفها مبارزه كرد . پس يك سال هم به اين وضع باقى بود .
سال نهم هجرى شد . در اين سال پيغمبر اكرم در ابتدا به ابوبكر مأموريت داد كه از مدينه به مكه برود و سِمَت اميرالحاجى مسلمين را داشته باشد ، ولى هنوز از مدينه چندان دور نشده بود « 1 » كه جبرئيل بر رسول اكرم نازل شد ( اين را شيعه و سنى نقل كردهاند ) و دستور داد پيغمبر على عليه السلام را مأموريت بدهد براى امارت حجاج و براى ابلاغ سورهء برائت . اين سوره اعلام خيلى صريح و قاطعى است به عموم مشركين به استثناى مشركينى كه با مسلمين همپيماناند و پيمانشان هم مدتدار است و بر خلاف پيمان هم رفتار نكردهاند ؛ مشركينى كه با مسلمين يا پيمان ندارند يا اگر پيمان دارند بر خلاف پيمان خودشان رفتار كردهاند و قهراً پيمانشان نقض شده است . اعلام سورهء برائت اين است كه على عليه السلام بيايد در مراسم حج در روز عيد قربان كه مسلمين و مشركين همه جمع هستند ، به همهء مشركين اعلام كند كه از حالا تا مدت چهارماه شما مهلت داريد و آزاد هستيد هر تصميمى كه مىخواهيد بگيريد .
اگر اسلام اختيار كرديد يا از اين سرزمين مهاجرت كرديد كه هيچ ، والّا شما
هامش
( 1 ) . بعضى نوشتهاند در « ذوالحليفه » در حدود مسجد شجره كه فاصلهء آن تا مدينه تقريباً يك فرسخاست ، و بعضى نوشتهاند در جايى به نام « عرج » كه همان نزديكيهاست .