حال شرك و بتپرستى بسر مىبردند ، مسلمين هم در حال خداپرستى ، اما با همديگر همزيستى داشتند . ايام حج پيش آمد . مسلمين براى انجام حج از مكه خارج شدند ، قريش هم خارج شد ، با تفاوتى كه ميان حج قريش و حج مسلمين بود . حج يك سنت ابراهيمى است ولى قريش بدعتهايى در آن به وجود آورده بودند كه اسلام آمد آنها را نسخ كرد . از جمله اينكه وقتى به عرفات مىرفتند دون شأن مىدانستند ، تا حدود منى و مشعر مىرفتند و از همان جا برمىگشتند . يك سال به همين ترتيب حج صورت گرفت يعنى مشركين حج كردند ، مسلمين هم حج كردند ؛ مسلمين يك اميرالحاج داشتند ، آنها هم يك اميرالحاج . در سال نهم هم ابتدا گمان مىرفت همينجور خواهد بود يعنى مسلمين براى خودشان هستند و كفار براى خودشان . در همين اوقات بود كه گروه زيادى از قريش پيمان خود را شكسته بودند و به همين دليل اسلام ديگر همپيمانى با آنها را قبول نمىكرد . در اينجا بود كه سورهء برائت نازل شد و اينجاست داستان معروفى كه باز جزء مفاخر اميرالمؤمنين است .
فىالجمله اختلافى ميان شيعه و سنى هست كه سنيها يك جور نقل مىكنند شيعهها جور ديگر ، ولى بسيارى از سنيها مثل شيعهها نقل كردهاند . قضيه از اين قرار است :
ابوبكر مأمور شد كه اميرالحاج مسلمين باشد ، با مسلمين حركت كرد و رفت . بر پيغمبر اكرم وحى نازل شد ( اين را اهل تسنن هم قبول دارند ) كه از اين سال به بعد ديگر مشركين حق ندارند در امر حج شركت كنند بلكه شما با آنها هيچ پيمانى نداريد و در حال جنگ [ هستيد ] و چهار ماه هم به آنها مهلت بدهيد . در آن چهار ماه آزادند هرجا مىخواهند بروند ، و در اين مدت تصميم خودشان را بگيرند . اين اعلام غضبناك را چه كسى بايد ابلاغ كند ؟ وحى شد كه تو خودت شخصاً بايد اعلام كنى يا كسى از تو . پيغمبر اكرم چون خودشان نمىخواستند بروند اعلام كنند ، دادند به على عليه السلام . على عليه السلام آمد و در بين راه به مسلمين رسيد در حالى كه آن شتر معروف پيغمبر را سوار بود . ابوبكر در خيمهاى بود . ناگهان صداى شتر پيغمبر را شنيد .
مضطرب شد كه شتر پيغمبر اينجا چه مىكند ؟ ! ديد على عليه السلام آمده است . ناراحت شد . گفت حتماً خبر وحشتناكى است براى من .
در اينجا حدود نيمى از اهل تسنن مىگويند : ابوبكر از على عليه السلام پرسيد : آيا من حج را ادامه بدهم و تو فقط مأمور ابلاغ سورهء برائت هستى يا من بايد برگردم ؟ و على عليه السلام فرمود : تو كار حجّت را ادامه بده ، سورهء برائت را من بايد اعلام كنم به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 343
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٤٣