تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
جلو ، اسير كه يك آدم گردن‌كلفتى بود يك مرتبه چشم‌غرّه‌اى به او رفت و نعره‌اى كشيد و گفت : براى چه آمدى ؟ تا اين را گفت ، زاهد بيهوش شد و افتاد . اسير در حالى كه كَتش بسته بود آمد روى سينهء او خوابيد و با دهانش شروع كرد گلوى او را گاز گرفتن تا كم‌كم بلكه شاهرگ او را قطع كند . مجاهدين ديدند زاهد دير كرد . گفتند نكند حادثه‌اى پيش آمده باشد . وقتى كه رفتند ، ديدند زاهد بيهوش افتاده و كافر هم نزديك است شاهرگ او را ببُرد . او را گرفتند عقب زدند و از بين بردند و زاهد را آب به رويش پاشيدند و حال آوردند . گفتند : قضيه چه بود ؟ گفت : واللَّه من نفهميدم . همين كه نزديك او رفتم چشم‌غرّه‌اى به من رفت و فريادى كشيد و من ديگر چيزى نفهميدم . اين است معنى : مَنْ لَمْ يَغْزُ وَ لَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ بِغَزْوٍ ماتَ عَلى شُعْبَةٍ مِنَ النِّفاقِ . ما عبادتهايى بىمايه و كم‌مايه را از نظر بدنى انجام مىدهيم . اين عبادتهاى ما ، اين نمازهاى ما ، اين قرآن خواندنهاى ما ، اين ذكر گفتنهاى ما كه روح ندارد و هيكلش هم چيز كوچكى است ، اغلب در ما ايجاد غرور مىكند و در نتيجه خودمان را از همهء مردم دنيا بهتر مىدانيم . چنين مسلمانى مسلمان واقعى نيست و همان‌طور كه پيغمبر اكرم فرمودند اگر بميرد هم در درونش يك نفاق و دورويى وجود دارد . لهذا مىفرمايد : يا ايُّهَا النَّبِىُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ هميشه اينها را به امر جهاد ترغيب كن ، هميشه بگذار روح اينها مجاهد و آماده باشد ، يادشان نرود كه جهادى هم هست ؛ در همان حالِ صلح و سَلم هم اينها روحاً مجاهد باشند . بعد مىفرمايد : انْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرونَ صابِرونَ يَغْلِبوا مِائَتَيْنِ وَ انْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبوا الْفاً مِنَ الَّذينَ كَفَروا بِانَّهُمْ قَوْمٌ لايَفْقَهونَ تو مؤمنين را آماده به جنگ كن . اگر مؤمن با آن فقاهت ايمانى خودش و آن امر معنوى ، تربيت جهادى هم پيدا كند ، يك فرد از اينها مساوى است با ده فرد از آنها ، بيست تا از اينها مساوى است با دويست تا از آنها ، صد تا از اينها مساوى است با هزارتا از آنها ، حال چرا ؟ آيا اينها نژادشان با آنها فرق مىكند ؟ نژادشان كه فرق نمىكند . آيا زور بازوى مؤمنين بيشتر است از زور بازوى كافران ؟ قرآن اين را نمىخواهد بگويد كه زور بازوى مسلمانها كه در مدينه هستند از زور بازوى كافرهايى كه در مكه هستند بيشتر است . اينها اغلبشان انصار يعنى اوس و خزرجى بودند و قريش از اينها طبعاً شجاعتر بودند و ضعيفتر نبودند . مهاجرين هم كه اكثر از قريش بودند و از جنس آنها . در عين حال قرآن مىگويد : مؤمن اگر سرباز