تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
راستگويى و امانت و وفاى به عهد است واجد نباشد ، او فقط يك حيوان است و بيش از يك حيوان احترام ندارد ، بلكه بودن او در جامعهء انسانيت - اگر قابل اصلاح نباشد جز زيان بر انسانيت چيزى نيست . اين است كه اين آيات ، مقدمهء آيات جهاد است . مىخواهد بگويد ما اگر اجازهء جهاد مىدهيم ، در زمينهء انسانهايى است كه در واقع انسان نيستند . اول اين مقدمه را ذكر مىكند كه اينها از هر جنبنده‌اى پست‌تر هستند ، پس اگر كشتن عقرب جايز است ، كشتن اينها هم جايز مىباشد ، به چه دليل ؟ به دليل اينكه پيمان در نظر اينها كوچكترين احترامى ندارد . نه اينكه يك بار نقض مىكنند ؛ اساس وجودشان پيمان‌شكنى است . هر وقت پيمانى مىبندند ، در آن ته دلشان تصميمشان بر اين است كه اگر فرصتى پيدا كردند پيمان را نقض كنند . وفاى به پيمان دستور قرآن است . در سورهء توبه مىفرمايد : اى پيغمبر ! اگر با مشرك هم ، پيمان بستى بايد به پيمان خودت وفادار باشى . تا آنها پيمان را نقض نكرده‌اند تو نبايد پيمان را نقض كنى . فَمَا اسْتَقاموا لَكُمْ فَاسْتَقيموا لَهُمْ « 1 » مادامى كه آنها با استقامت به نفع شما يعنى به نفع پيمانى كه با شما بسته‌اند ايستاده‌اند شما هم بايد بايستيد . يا در آيهء ديگر مىفرمايد : فَاتِمّوا الَيْهِمْ عَهْدَهُمْ الى مُدَّتِهِمْ « 2 » با مشركين هم كه پيمان بستيد ، تا پايان مدت ، عهد خودتان را محترم بشماريد .

بيان نهج‌البلاغه دربارهء وفاى به پيمان

در مسئلهء پيمان ، يك بيانى هست در نهج‌البلاغه كه بايد آن را براى شما بخوانم تا ببينيد كه از نظر على عليه السلام مسئلهء وفاى به پيمان يك مسئلهء عمومى و انسانى است . در فرمان معروفى كه به فرماندار خودش - و به مقياس امروز به استاندار خودش - مالك اشتر مىنويسد ، يكى از دستورهايش اين است كه مبادا با مردمى عهد و پيمان برقرار كنى و بعد هرجا كه ديدى منفعت اين است كه عهد و پيمان را نقض كنى آن را نقض نمايى . بعد حضرت استناد مىكند به جنبهء عمومى و بشرى عهد و پيمان كه اگر بنا بشود پيمان در ميان بشر احترام نداشته باشد ، ديگر سنگ روى سنگ نمىايستد . عبارت اين است : وَ انْ عَقَدْتَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ عَدُوٍّ لَكَ عُقْدَةً اوْ الْبَسْتَهُ مِنْكَ ذِمَّةً فَحُطْ
هامش
( 1 ) . توبه / 7 . ( 2 ) . توبه / 4 .