معنوىشان بود .
وَ اذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ اعْمالَهُمْ مانند آنها نباشيد آنگاه كه شيطان كارهايشان را در نظر خودشان زيبا جلوهگر ساخت و قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النّاس و به آنها چنين گفت كه شما خيلى صاحب قدرتيد ، هيچ قدرتى در مقابل شما مقاومت ندارد وَ انّى جارٌ لَكُمْ من هم كمك شما هستم ، شما در جوار و در پناه من هستيد . راجع به اينكه شيطان به اينها چنين گفت ، از قديمالايام مفسرين اختلاف كردهاند كه به چه شكل گفت ؟ آيا به شكل وسوسه بود يا به شكل تمثّل ؟ مىدانيم كه قرآن كريم از حقيقتى ياد كرده است به نام مَلَك و فرشته ، و از حقيقت ديگرى ياد كرده است به نام شيطان و جن . معمولًا ارتباط ملك با انسان را به شكل القاء خاطرات خوب در روح انسان بيان مىكنند كه حديث هم هست كه در قلب انسان دو گوش است ، از يك گوش مَلَك و از گوش ديگر شيطان القائات تلقين مىكنند . و در قرآن آمده است كه ملك يا فرشته تمثل پيدا مىكند يعنى ذات و جنسش جسم نيست ولى مىتواند مثال جسمانى پيدا كند و در نظر انسان ، در جلوى چشم انسان مجسم بشود . دربارهء روحالقدس و مريم مىگويد : فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيّاً « 1 » . شيطان هم همين طور است ، گاهى بشر را صرفاً به وسيلهء وساوسى كه در دل او القا مىكند اغوا مىنمايد و گاهى در جلوى چشم بشر تمثل پيدا مىكند .
در اين آيه از قديم مفسرين اختلاف كردهاند كه آيا منظور اين است كه شيطان در دل كفار اينطور القا كرد يا مقصود اين است كه شيطان در نظر كفار متمثل شد ؟
هر دو را گفتهاند و هر دو هم مىتواند صحيح باشد . غرض اين جهت است كه شيطان به اينها القاء كرد ، يا از راه وسوسه در دلشان و يا متمثل شد ، گفت : شما خيلى نيرومند هستيد ، و به همين جهت اينها را مغرور و متكبر كرد . گفت : من كمك شما هستم ، اما آن وقتى كه دو لشكر با يكديگر روبرو شدند شيطان فرار كرد . يا همان شيطان متمثلشده فرار كرد بنا بر يك تفسير ، و يا آن وساوسى كه در دلشان مىافتاد و اينها را مغرور مىكرد و قوّت قلب مىداد يك مرتبه از بين رفت ، به جايش جبن و ترس آمد ، بنا بر تفسير ديگر .
هامش
( 1 )
. مريم / 17 [ آيه به طور كامل چنين است : فَاتَّخَذَتْ مِنْ دونِهِمْ حِجاباً فَارْسَلْنا الَيْها روحَنا فَتَمَثَّلَ لَهابَشَراً سَوِيّاً و آنگاه كه از همهء خويشانش به كنج تنهايى پنهان گرديد ، ما روح خود را بر او مجسم ساختيم . ]