در صورتى كه قاعدتاً بايد عكس قضيه باشد ، يعنى يك اثر ادبى در زمان خودش بيشتر بايد اثر بگذارد تا يك قرن و دو قرن بعد .
اين يك بحث مختصر راجع به فصاحت و بلاغت قرآن بود . اما قسمت دوم اعجاز قرآن ، از نظر معنوى و محتواى آن است .
اگر ما مباحث الهيات قرآن را ببينيم ، منطق قرآن را در معاد و انبياء گذشته ملاحظه كنيم و يا منطق قرآن را در مورد فلسفهء تاريخ و فلسفهء اخلاق مورد مطالعه قرار دهيم به خوبى پى به عظمت آن خواهيم برد .
اينها مسائلى است كه قرآن دربارهء آن رسالت دارد ، زيرا اين نكته آشكار است كه قرآن كتاب پزشكى نيست ، كتاب مهندسى راه و ساختمان نيست ، بلكه كتابى است كه رسالتش هدايت مردم است .
قرآن وجوه ديگرى از نظر اعجاز دارد ، مثل اخبار از غيب و يا پيشبينىهاى غيبى ، هماهنگ بودن و اختلاف نداشتن كه هركدام جاى بحث بسيار مفصلى است و اگر عمرى باقى بود در جلسات آينده دربارهء آن بحث خواهيم كرد « 1 » .
هامش
( 1 )