تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
كردن . ديدم در آنجا مردى مشغول عبادت است كه قيافه و چهره‌اش مرا جذب كرد . متوجه شدم كه لبانش حركت مىكند ولى من صداى او را نمىفهمم . احساس كردم اين همان شخص است . ناگهان به اين فكر افتادم كه اين چه حرفى است كه اينها گفتند و من چرا بايد از آنان بپذيرم ؛ بهتر اين است كه من پنبه‌ها را درآورم و ببينم اين مرد چه مىگويد ، اگر حرف حسابى مىزند بپذيرم و گرنه زير بار او نروم . پنبه‌ها را درآوردم ، نزد او رفتم و به حرفهاى وى گوش دادم . او آهسته آهسته آيات قرآن را مىخواند و من گوش مىكردم . چنان دلم را نرم كرد كه سر از پا نشناخته عاشق و شيفتهء او شدم . اين مرد از مؤمنين پايدار در تاريخ اسلام مىشود و جزء افرادى است كه زمينهء مهاجرت رسول اللَّه را به مدينه فراهم مىسازد و اصولًا نطفهء اسلام مدينه و مهاجرت پيامبر در همين جلسه بسته شد « 1 » . اين ، اثر همان دلربايى و به اصطلاح هنر و زيبايى قرآن است . تاريخ ادبيات نشان مىدهد كه هرچه زمان گذشته است نفوذ معنوى قرآن در ادبيات مردم مسلمان بيشتر شده است . مقصودم اين است كه در صدر اسلام ، يعنى قرن اول و دوم ، ادبيات عرب هست ولى آن مقدارى كه قرآن بايد جاى خود را در آن باز كند نكرده است ؛ هرچه زمان مىگذرد قرآن بيشتر آنها را تحت نفوذ قرار مىدهد . مىآييم سراغ شعراى مسلمان فارسى زبان . رودكى كه از شعراى قرن سوم است اشعارش فارسى محض است ؛ يعنى نفوذ قرآن زياد به چشم نمىخورد . كم‌كم كه پيش مىرويم و به زمان فردوسى و بعد از او مىرسيم نفوذ قرآن را بيشتر مشاهده مىكنيم . وقتى كه به قرن ششم و هفتم يعنى به دوران مولوى مىرسيم ، مىبينيم مولوى حرفى غير از قرآن ندارد ؛ هرچه مىگويد تفسيرهاى قرآن است منتها از ديدگاه عرفانى .
هامش
( 1 ) . [ داستان مربوط به اسعد بن زراره و ذكوان خزرجى است كه از طرف قبيلهء خود براى جنگ با قبيلهء اوس به منظور تنظيم قرارداد نظامى به مكه آمده بودند ولى با دلى پر از ايمان به خدا به مدينه برگشتند و مقدمات مهاجرت رسول اللَّه را آماده ساختند . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 211 | مرتضى مطهرى