مىكند : خرقه جايى گرو باده و دفتر جايى .
ولى قرآن اصولًا خودِ مسائل معنوى را طرح كرده و در نهايت روانى همچون آب زلال بيان مىفرمايد :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ . الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ . الرَّحْمنِ الرَّحيمِ . مالِكِ يَوْمِ الدّينِ . ايّاكَ نَعْبُدُ وَ ايّاكَ نَسْتَعينُ .
هر مسلمانى يك عمر اين جملات را لااقل روزى ده بار در نماز تكرار مىكند ولى آنقدر عذوبت و گوارايى دارد كه هرگز خسته نمىشود و سير نمىگردد .
پس قرآن شعر نيست چون وزن و قافيه در آن رعايت نشده و نيز مطالب ، صريح بيان گرديده و تخيل در آن به كار نرفته است .
و نثر هم نيست ، به جهت آنكه هيچ نثرى آهنگبردار نيست و قرآن عجيب آهنگين است .
آيا شما تا كنون ديدهايد كه يك كتابى را ، چه دينى و چه غير دينى ، بتوان با آهنگهاى مختلف خواند ؟
تنها كتابى كه مىتوان آن را با آهنگ قرائت كرد قرآن است و اين مطلب الآن به صورت يك رشتهء علمى درآمده . آيات مختلف قرآن آهنگهاى مختلف مىپذيرد ؛ يعنى آهنگهاى مختلف ، متناسب با معانى آيات است . مثلًا اگر تخويف بكند آهنگى مىپذيرد كه دل را تكان بدهد و بترساند . و آياتى كه تشويق است آهنگى مىپذيرد كه آرامش ببخشد .
شما برويد به دنياى مسيحيت با آن عظمت و پهناورى آن ، و نيز دنياى يهود كه گرچه كشور منحصرشان اسرائيل است ولى به اغلب راديوها و خبرگزاريهاى دنيا تسلط دارند ؛ آيا پيدا مىكنيد كه انجيل و تورات را با قرائت پشت راديو بخوانند ؟ ! اگر بخوانند تمسخرآميز است و كسى نمىتواند تحمل كند . و يا مگر مىشود نثر سعدى را با صوت خواند ؟
اين از ويژگيهاى اسلوب قرآن است كه نه قبل از آن سابقه دارد و نه بعد از آن در زبان عربى ديده شده است .
جالب آن است كه اينهمه افرادى كه حافظ قرآن شدند و به قرآن عشق
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠٧