تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
هفتصد سال قبل مرده ولى گلستان او خودش را حفظ كرده است . چرا خودش را حفظ كرده ؟ زيرا زيباست ، فصيح و بليغ است . قاآنى از شعراى معروف و همشهرى سعدى و اهل شيراز است . هميشه مىخواست با سعدى رقابت كند . كتابى هم به آهنگ گلستان نوشته است ولى نتوانست به پاى سعدى برسد . نقل مىكنند شبى در شيراز در فصل زمستان با عده‌اى پاى بخارى نشسته بود و به اصطلاح مجلس بزمى بود و يك نفر قوّال هم در آنجا بود كه اين شعر معروف سعدى را شروع به خواندن كرد : شبى خوش است و در آغوش شاهد شكرم . . . تا آنجا كه :
ببند يك نفس اى آسمان دريچهء صبح * بر آفتاب كه امشب خوش است با قمرم
قاآنى كه خودش مرد شعرشناسى است آنچنان تحت تأثير قرار گرفت كه گفت : اين مرد ديگر جايى نگذاشته كه كسى شعر بگويد ! ديوان شعرش را كه جلويش بود پرت كرد توى بخارى و آن را سوزانيد ، گفت اگر اين شعر است ديگر ما نمىتوانيم شعر بگوييم ! پس گاهى يك شعر آنقدر زيبا از آب درمىآيد كه شاعرى مانند قاآنى كه خودش استاد سخن است يك جا كه از زبان يك قوّال آن شعر را مىشنود آنچنان تحت تأثير قرار مىگيرد كه وقتى خودش را با او مقايسه مىكند مىبيند كه او چقدر بالاست و خودش چقدر پايين ! اين اثر سخن است . حافظ را چه نگه داشته است ؟ مولوى را چه نگه داشته است ؟ زيبايى شعرشان ؛ چون زيبايى سخن و به تعبير علما فصاحت ، روشنى ، بلاغت ، رسايى ، خلاقيت و جاذبه و ربايندگى مسئلهء غيرقابل انكارى است . قرآن به اعتراف هركس كه سخن‌شناس است و اندكى با زبان قرآن آشنايى دارد ، حتى فرنگيها كه با زبان عربى آشنايى پيدا كرده‌اند ، از جنبهء فصاحت و بلاغت و زيبايى سخن بىنظير است . اولًا قرآن يك سبك مخصوصى دارد ، نه نثر است و نه شعر ، در صورتى كه همهء سخنها يا نثر است و يا شعر . اما شعر نيست به دليل اينكه وزن و قافيه كه در شعر كهن