اين لازمهء دين خاتم و دين جاودان است .
مطلب ديگرى در مورد دين خاتم هست كه باز يكى از رازهاى خاتميت به شمار مىآيد و آن اين است كه دورهء خاتميت نسبت به دورههاى گذشته ، نظير دورهء نهايى و تخصصى است نسبت به دورههاى ابتدايى ، يعنى دورهء صاحبنظر شدن بشر است .
دانشآموزدر دورهء دبستان و دبيرستان ، فقط به او مىگويند و او ياد مىگيرد ولى وقتى كه به دورهء دانشگاه رسيد و به طى كردن دورهء تخصصى يعنى دورهء فوق ليسانس و دكترى پرداخت ، اينجا ديگر دورهء صاحبنظر شدن است ، دورهء اجتهاد در فنّ مربوطه است .
دورهء دين خاتم براى بشر از نظر كلى ، نه از نظر ملاحظهء يك فرد بخصوص نسبت به فرد ديگر ، دورهء صاحبنظرشدن است .
در دورهء صاحبنظرشدن بشر است كه در مسائل دينى اجتهاد و مجتهد شأن پيدا مىكند . آيا در ادوار گذشته ما مجتهد داشتهايم ؟ در اديان ابراهيم و موسى و عيسى مجتهدى وجود داشته است ؟ خير ، آنچه قرآن از آن تعبير به « فقاهت » و « تفقه در دين » مىكند به هيچ وجه در آن اديان به چشم نمىخورد .
آن كارى كه امروز مجتهد با نيروى علم و استدلال و اجتهاد مىكند ، پيغمبران گذشته مىكردند ولى نه با قوهء اجتهاد بلكه با نيروى وحى و نبوت .
اصولًا در آن اديان زمينهء اجتهاد وجود نداشت ؛ چون بايد در خود دين زمينهء اجتهاد وجود داشته باشد يعنى در يك دين ضوابط و اصول كلى بايد بيان شده باشد تا يك عده متخصص بر اساس آن كليات و ضوابط ، روى فكر و نظر مسائل جزئى را اكتشاف نمايند .
اديان گذشته به دليل اينكه درس دورهء ابتدايى بود ، نمىتوانست اصول و كليات را بيان نمايد ، زيرا بشر استعداد فراگيرى آنها را نداشت .
اصطلاح رايجى است كه مىگويند : پيغمبران مرسَل و غير مرسَل . پيغمبران مرسل يعنى پيغمبرانى كه صاحب شريعت و قانون هستند ؛ مثل ابراهيم ، موسى ، عيسى . و پيغمبران غير مرسل يعنى پيغمبرانى كه تابع پيغمبران ديگر و مبلّغ شريعت آنانند و از خودشان قانونى نداشتهاند .
كارى كه هماكنون مجتهدان مىكنند همان كارى است كه پيغمبران دستهء دوم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠٢