توضيح
1 . بعضى ممكن است معجزه را اين طور تعريف كنند كه : معجزه يعنى آنچه كه بدون علت روى مىدهد .
ولى اين تعريف بسيار نادرست است وشايد مادىمسلكان و آنان كه مىخواهند معجزه را نفى كنند اين نغمه را آغاز كردهاند و سپس كم و بيش به سر زبانها افتاده است .
زيرا كسانى كه طرفدار معجزه هستند مىخواهند آن را دليل بر چيزى بدانند و حال اينكه اگر معجزه بدون علت رخ داده باشد دليل بر هيچ امرى نخواهد بود .
وانگهى اگر ( به فرض محال ) يك چيزى بدون علت پيدا شود ديگر هيچ چيز را در عالم نمىشود اثبات كرد ، نه اصلى از اصول علمى و طبيعى بر جاى مىماند و نه اصلى از اصول فلسفى و كلامى ، و حتى اثبات خدا هم متزلزل مىگردد ، چرا ؟
زيرا ما خدا را به دليل اينكه علت عالم است مىشناسيم و اگر فرض كنيم كه در هستى نظامى وجود ندارد بلكه ممكن است چيزى بدون علت پديد آيد ، اين احتمال را كه عالم به كلى به طور صدفه و بدون علت پديد آمده است نمىتوانيم رد كنيم . پس اين تعريف براى معجزه بسيار نادرست است « 1 » .
2 . ممكن است گروهى ديگر بگويند معجزه پيدايش چيزى بدون علت نيست ؛ استثنا در قانون عليت نيست بلكه به اين معناست كه به جاى علت واقعى يك شىء علت ديگرى جانشين آن مىگردد ، و بالاخره معجزه يعنى جانشين شدن علتى به جاى علت ديگر .
مثلًا علت واقعى و حقيقى پيدايش انسان آميزش دو انسان است . حالا اگر اين
هامش
( 1 ) . اين مطلب در كتاب عدل الهى مشروحاً بحث شده كه اين گمان باطلى است كه كسى خيال كند : اينكه ما كارها را از طريق سبب و مسبّب و علت و معلول انجام مىدهيم به خاطر عجز ماست و چون خدا قادر مطلق است ديگر علت و معلول براى او مطرح نيست !
خير ، در جاى خود به اثبات رسيده و نزد حكما مسلّم است كه قدّوسيت و كمال ذات الهى اقتضا مىكند كه كارها در نظام علت و معلول انجام گيرد و به عبارت واضحتر نظام علت و معلول يعنى نظام فعل خدا و نظام كار خدا .
در قرآن مجيد آيات زيادى بر اين مطلب دلالت دارد كه همواره خداى بزرگ از طريق اسباب اوامر خويش را به اجرا درمىآورد ، چه اسباب طبيعى مانند نزول باران و روييدن گياهان و چه اسباب غيرطبيعى و ماوراء حس مانند ملائكه و جنود غيرمرئى حق متعال .