مىبينيد كه چگونه قرآن به تاريخ ، خوشبينانه مىنگرد و به ما اطمينان مىدهد كه اگر حق مبارزه كند سرانجام غالب و پيروز است و باطل شكست مىخورد .
اين يك مثل بود براى آن نورها و روشنيهايى كه خودشان به وجود مىآورند ، يعنى آن فكرها و تعبيهها و نقشههايى كه مىكشند و براى آنان مدتى كارآيى دارد .
ولى گاهى آنان از نورهايى استفاده مىكنند كه خودشان روشن نكردهاند بلكه برقى براى يك مقصد ديگرى جهيده است ، يعنى مثلًا حادثهاى اتفاق افتاده است ، آنان فكر مىكنند كه مىتوانند از اين جرقه استفاده كنند ، فوراً به فكر رفته و به تكاپو مىافتند ، ولى همينكه بخواهند از اين نور استفاده كنند خاموش مىشود .
اوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ . . . يا مثل آنجايى است كه هوا تاريك باشد و باران به شدت ببارد . در اينجا چند ظلمت است : باران مىآيد ، يك ظلمت ؛ و قهراً ابر است ، دو ظلمت ؛ و نيز هنگام شب است ، سه ظلمت ؛ چون اگر تنها شب بود ولى ابر و باران نبود انسان مىتوانست از نور ستارگان استفاده كند ، و اگر ابر باشد ولى باران نباشد باز اندكى هوا روشن است ، و نيز اگر ابر و باران بود ولى شب نبود ، هنگام روز بود ، از نور خورشيد در پشت ابرها انسان مىتوانست استفاده كرده و راه را پيدا كند ، ولى قرآن مىگويد : فيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ .
يَجْعَلونَ اصابِعَهُمْ فى اذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ . آنقدر صيحههاى آسمانى لرزه بر اندامشان مىاندازد كه آنان از ترس مرگ انگشتانشان را در گوشهايشان قرار مىدهند كه آن صداها را نشنوند .
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ ابْصارَهُمْ . برق به قدرى شديد است كه گويى مىخواهد چشمهايشان را بربايد .
كُلَّما اضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ . در اين تاريكيهاى گوناگون ، همينكه برق مىجهد ، آنان از نور برق استفاده كرده يك قدم برمىدارند ولى براى آنها دوام ندارد ، به زودى خاموش مىشود ، يك قدم بيشتر نمىتوانند جلو بروند .
وَ اذا اظْلَمَ عَلَيْهِمْ قاموا . تا تاريك مىشود سر جاى خودشان مىايستند .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ ابْصارِهِمْ . اگر خدا خواسته باشد ، مثل آن دستهء اول ، نه تنها آنان را به تاريكى مبتلا مىكند ، بلكه گوشهايشان و چشمانشان را هم از آنان مىستاند .
اين است سرانجام خدعهگرها و فريبكاران تاريخ . قرآن مىگويد : براى آنها نبايد اصالتى قائل شويد ، از آنان نترسيد و نپنداريد كه غلبه براى آنهاست . زوال آنان حتمى است و دوام و بقا از آنِ حق است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٦٥