خرطومها دين اشاعه پيدا نمايد و جلو برود ؟ در اين موارد بايستى با شمشير زنجيرها را زد تا بعد از رفع موانع ، از راه تبليغ ، مردم محاسن دين را بفهمند ؛ و مسئلهء جهاد همين است . جهاد از دو اصل ناشى مىشود . يكى اين كه حقيقتى است مانند بهداشت ، حقيقتى است مؤثر در پيشبرد اسلام ؛ و ديگر مسئلهء مسئوليت انسانها در مقابل انسانهاى ديگر ، مانند مسئوليت علم و بهداشت داشتن ، در عين اينكه در مورد ايمان داريم : لا اكْراهَ فِى الدِّينِ .
جهاد
البته مسئلهء جهاد ، داخل در آن مسئلهء رابطهء جامعه اسلامى با افراد و جامعههاى ديگر است . جهاد به فرد مربوط نيست ، حكم جهاد را در جامعهء اسلامىِ شيعه بايد فقط امام معصوم يا نايب امام صادر كند و ما مىگوييم جهاد بدون اجازهء امام يا نايب امام انجام نمىشود . جهاد مربوط به جامعهء اسلامى است اما امر به معروف و نهى از منكر به فرد هم مربوط مىشود . امر به معروف و نهى از منكر رابطهء يك مسلمان با افراد ديگر است .
گفتيم لازمهء حقيقت بودن دين مسئوليت داشتن در دين است چه از نظر خود و چه از نظر جامعه .
ضابطهها
حال در روابط ، احتياج به يك ضابطههايى داريم ؛ آن ضابطهها تعيينكنندهء اين است كه در چه حدودى روابط يك مسلمان با يك غير مسلمان هيچ تفاوتى نسبت به روابط يك مسلمان با مسلمان ديگر ندارد . خيلى واضح است ، تا حدودى كه تأثير مثبت يا منفى در مورد دين اسلام ندارد . مثلًا آيا براى من جايز است يا براى جامعهء اسلامى صحيح است كه با فلان كشور مسيحى يا يهودى يا فلان كشورى كه مرام اصالت ماده را قائل است روابط برقرار كند ، خريد و فروش كند ؟ جواب اين است كه بستگى دارد به مصالح دنياى اسلام . اگر فلان كشور مسيحى مرام سازش با كشور اسلامى دارد و در حال جنگ با جامعهء اسلامى نيست و بين دو كشور اسلامى و مسيحى احترام متقابل برقرار است روابط ايجاد كردن مانعى ندارد ، تا آنجا كه كوچكترين خطرى براى اسلام و جامعهء اسلامى نداشته باشد .