مىدانيد كه اهل تسنن اين اصل را رعايت نكردند . اگر كسى تاريخ هزار و چهارصد سالهء اسلام را بخواند خيلى از اينگونه موارد به دست مىآورد كه مردى مسلمان زن غيرمسلمانى گرفته است و به دنبال آن چه ضربههايى به ايمان آن مرد و به اجتماع مسلمين خورده است و چه بسا با يك ازدواج مرد مسلمان با زن غيرمسلمان جامعهاى اسلامى از دست رفته است . در خود ايران ما بوده است پادشاهى كه زن غير مسلمانى گرفته است و بعد كه آن زن سوگلى حرم شده ، عقيده و مرام آن كشور عوض شده است . اگر كسى تاريخ را به دقت مطالعه كند مىبيند از اين مسئلهء به ظاهر شخصى - كه مىگويند ازدواج مسألهاى است شخصى - و به دنبال آن ازدواجها چه به ارمغان آمده است .
زن و شراب در سقوط اسپانيا
مثلًا اندلس را كه يكى از كشورهاى قديمى و متمدن عظيم بود در نظر بگيريد . خيلى از حكما و ادبا و فلاسفهء اسلامى از اين سرزمين بودهاند و بعد مسيحيها آن را گرفتند و هنوز مسجدهاى تاريخى باعظمتى در آن وجود دارد . مسيحيت چگونه بر آنجا غلبه كرد ؟ نقشه كشيد و دو مسئله را در آنجا رايج نمود : يكى مسئلهء بىحجابى و ديگر مسئلهء مشروبخوارى . به اين طريق اقدام نمودند كه دستور دادند دختران بسيار زيباى مسيحى به بهترين وجه آرايش كنند و در خيابانها گردش و رفتوآمد نمايند و در روابط با مردان آزاد باشند . نتيجه اين شد كه پس از چندى دلبستگيها بهوجود آمد و ازدواجها صورت گرفت و كمكم در سطوح بالا نيز اين ازدواجها صورت گرفت و ديگر كار خاتمه پيدا كرد .
دربارهء يكى از حاكمان آن كشور مىگويند روزى لب دريا نشسته بود و به آب مىنگريست . در اين بين دخترى مسيحى آرايشكرده خرامانخرامان از مقابل او گذشت . آن شخص ، ديگر طاقت نياورد كه غلامان و خدمهاش را بفرستد تا آن دختر را براى او بياورند بلكه خودش شخصاً دويد و او را بغل كرد و به بستر خويش برد . وقتى اين جريان را به پاپ خبر دادند پاپ گفت : ديگر كارشان تمام شد ، ما پيروز شديم .