تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
به هرحال اين مرد از حضرت هادى ( سلام اللَّه عليه ) پرسيد : يا ابن رسول اللَّه ! چرا حضرت موسى وقتى مبعوث شد آيت و وسيله و معجزه‌اى كه براى دعوت و هدايت مردم به كار مىبرد ، از نوع اژدها شدن عصا و يد بيضا و امثال اينها بود و اما حضرت عيسى كه مبعوث شد مىبينيم وسيله و معجزه و ابزارى كه به كار مىبرد چيز ديگر است ، كورهاى مادرزاد را معالجه مىكرد ، پيسها را معالجه مىكرد ، مرده را زنده مىكرد و از اين قبيل ، و اما پيغمبر ما كه مبعوث شد معجزه‌اش از نوع هيچ كدام از اينها نيست ، از نوع بيان و كلام است ، قرآن است . حضرت فرمود : اين به واسطهء اختلاف عصر و زمانها بود . در زمان حضرت موسى چيزى كه حكومت مىكرد و بر فكرها غلبه داشت و چشمها را پر كرده بود سِحر و جادوگرى و اين طور چيزها بود . معجزات موسى شبيه بود به عملياتى كه آنها داشتند ، با اين تفاوت كه آنچه موسى داشت معجزه بود و حقيقت داشت و آنچه آنها داشتند سحر و چشم‌بندى بود . اما زمان عيسى زمانى بود كه عده‌اى اطبا پيدا شده بودند و معالجات حيرت‌انگيز مىكردند . گردنها به طرف كسانى كشيده مىشد كه از اين نوع هنرها داشتند . خداوند معجزهء عيسى را از اين سنخ قرار داد . و اما عصر خاتم‌الانبياء عصر سخن و كلام بود . توجه مردم به سخنِ عالى بود . لهذا معارف عاليهء اسلام به صورت سخنان عالى و در لباس فصاحت و بلاغت كامل ادا شد . ابن سكّيت جواب امام را خيلى پسنديد و گفت : حالا رمز مطلب را فهميدم . بعد عرض كرد : يا ابن رسول اللَّه ! الآن حجت خدا چيست ؟ فرمود : عقل . گفت : هذا وَ اللَّهِ هُوَ الْجَوابُ . پس معلوم مىشود علت اختلافات معجزات پيغمبران اين بوده كه وسيلهء هدايت مردم در هر زمانى متفاوت است ، و الّا ممكن بود از آدم تا خاتم - اگر حضرت آدم معجزه داشته و اگر پيغمبر بوده ، زيرا بعضى مىگويند پيغمبر نبوده - يك نوع معجزه داشته باشند . اما اين طور نبوده ، هر پيغمبرى معجزه‌اى كه به كار مىبرده متناسب بوده با عصر و زمان خودش .

روش پيامبرانه

حديث نبوى معروفى هست كه در كافى ضبط شده و اين روزها به وسيلهء بعضى دوستان كه كتب حديث اهل تسنن در اختيار داشتند تحقيق كردم ، معلوم شد كه در