اختيار دستگاه امامت و رهبرى دينى قرار دهد .
نيمى از خمس ، سهم امام ناميده مىشود كه به حسب نظر فقهاى شيعه مصرفش حفظ و ابقاى دين است .
در حال حاضر يگانه بودجهاى كه عملًا سازمان روحانيت ما را مىچرخاند و نظام روحانى ما روى آن بنا شده و روحانيت ما طرز و سبك سازمانى خود را از آن دريافته و تأثير زيادى در همهء شئون دينى ما دارد « سهم امام » است .
روحانيين و مجتهدين براى وصول اين بودجه كه نوعى ماليات است هيچ گونه الزام و اجبارى به وجود نمىآورند . اين خود مردم مؤمن مسلماناند كه با كمال رضايت و طيب خاطر ، به روحانيينى كه مورد اعتماد و اطمينانشان هست مراجعه مىكنند و اين ماليات شرعى را مىپردازند . روحانيين سازمان مميّزى براى اين ماليات ندارند ؛ خود مردم به حكم وجدان و ايمان ، وجوهى كه به مالشان تعلق مىگيرد - چه كم و چه زياد - از رقمهاى كوچك گرفته تا رقمهاى صدهزار تومانى و چندصد هزار تومانى مىپردازند .
امتياز روحى سهم امام بر بودجهء اوقاف ، ضميمه شدن عواطف و تواضع و اظهار ارادت پرداختكنندگان است .
توجه سهم امام از طرف عامهء مردم به كسى ، تابع تشخيص و حسن ظنّ آنهاست . و اما اين كه طرف واقعاً صلاحيت دارد يا ندارد تابع اين است كه عامهء مردم تا چه اندازه در تشخيص خود اشتباه نكرده باشند و عواملى غير از صلاحيت واقعى طرف دخالت نكرده باشند . به هرحال برندهء نهايى ، سهم امام است . يك سلسلهء علل و معلولى منظم بين معرفىشدن كسى و سپس حسن ظنّ مردم و بعد رسيدن سهم امام و آنگاه در دست گرفتن زعامت و رياست برقرار است .
تمركز و قدرت
تا صد سال پيش كه تمدن جديد به ايران نيامده بود و وسايل ارتباط بين شهرها كمتر بود ، مردم هر شهرى معمولًا وجوهات خود را به علماى همان شهر مىپرداختند و غالب آن وجوه در همان جا مصرف مىشد . ولى در يك قرن اخير در اثر پيدايش وسايل جديد ارتباطات و نزديك شدن منطقهها به يكديگر ، عادت بر اين شد كه وجوهات به همان كسى داده شود كه مرجع تقليد است . مراجع تقليد از