دارند و نه ايمان ، به منظور استفاده از مزاياى اين لباس به اين صورت درمىآيند و موجب آبرو ريزى مىگردند .
در حوزههاى علوم دينى ، ادبيات عرب خوانده مىشود اما با متد غلطى . نتيجتاً طلاب علوم دينى پس از سالها تحصيل ادبيات عرب با آنكه قواعد زبان عرب را ياد مىگيرند خود زبان عرب را ياد نمىگيرند ، نه مىتوانند با آن تكلم كنند و نه مىتوانند از عربى فصيح استفاده كنند يا به عربى فصيح بنويسند .
افراط در مباحثه و شيوع علم اصول در عين اين كه يك نوع قدرت و هوشيارى در انديشهء طلاب ايجاد مىكند ، يك نقص دارد و آن اين است كه طرز تفكر طلاب را از واقعبينى در مسائل اجتماعى دور مىكند و به واسطهء اين كه حتى منطق تعقلى ارسطويى نيز به قدر كافى تحصيل و تدريس نمىشود ، روش فكرى طلاب بيشتر جنبهء جدلى و بحثى دارد ، و اين بزرگترين عاملى است كه سبب مىشود طلاب در مسائل اجتماعى واقعبينى نداشته باشند .
مهمترين نقصى كه در دستگاه رهبرى دينى ما فعلًا به وجود آمده مربوط به بودجه و معاش و نظام مالى و طرز ارتزاق روحانيين است .
مسئلهء بودجه
در اينكه معاش روحانيين بهتر است از چه راه تأمين شود چند نحو مىتوان نظر داد :
الف . عقيدهء بعضى اين است كه روحانيت بودجهء مخصوص نمىخواهد ، افراد روحانى بايد مانند ساير طبقات مردم كار و شغل و منبع درآمدى از براى خود داشته باشند ، از دسترنج شخصى خود زندگى كنند ، قسمتى از وقت خود را صرف تهيهء امر معاش و قسمت ديگر را صرف شئون روحانى از تحصيل و تحقيق و تأليف و تدريس و افتاء و ارشاد و تبليغ بنمايند .
اين عده معتقدند كه روحانيت و شئون روحانيت در اسلام يك شغل و حرفهء مخصوص نيست كه بشود براى او بودجهء مخصوصى در نظر گرفت . هركس كه قادر است ضمن تأمين امر معاش خود عهدهدار شئون روحانى بشود ، حق دارد وارد بشود و اگر كسى مىخواهد اين شئون را به عهده بگيرد و آنگاه كَلّ بر اجتماع گردد بهتر اين است كه از اول وارد چنين مجاهدهاى نشود .
استدلال اين عده اين است كه در صدر اسلام يعنى زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله و