يعنى مانند بذر انتخابشده و تصفيهشده مىباشند كه بهترين و خالصترين آنها براى كاشتن انتخاب مىشوند .
طلاب ، پلهپله روى همين ناموس بالا مىروند تا پلهء ماقبل آخرين پله كه مرجعيت است . تا قبل از پلهء آخر فقط ذوق و عقيدهء طلاب است كه اساتيد را بالا مىبرد ، ولى همين كه پلهء آخر رسيد پاى وجوهات و سهم امام و تقسيم شهريه به ميان مىآيد . فقط در همين جاست كه گاهى حسابها به هم مىريزد و ديگر قانون انتخاب اصلح حكمفرما نيست .
اينها مزايايى است كه در زندگى و طرز تحصيل طلاب علوم دينيه هست . ضمناً نواقصى هم هست كه بايد گفته شود .
نواقص
طلاب علوم دينيه كنكور ورودى ندارند و لذا ممكن است كسى كه صلاحيت ورود در اين مؤسسهء مقدس را ندارد وارد شود . و چون امتحانى در كار نيست ، طلاب در بالا رفتن از كتاب پايينتر به كتاب بالاتر آزادند و بديهى است كه بسيار اتفاق مىافتد كه افرادى پيش از آن كه مراتب پايينتر را طى كنند گام به بالا مىگذارند و تحصيلاتشان متوقف و خودشان دلسرد مىگردند .
طلاب استعداديابى نمىشوند و در نتيجه ممكن است كسى كه استعداد فقاهت يا فلسفه يا كلام يا ادبيات يا تاريخ يا تفسير و غيره دارد ، در غير رشتهاى كه استعداد دارد بيفتد و استفادهء كامل از وجودش نشود .
رشتههاى تحصيلى علوم دينيه اخيراً بسيار به محدوديت گراييده و همهء رشتهها در فقاهت هضم شده و خود رشتهء فقه هم در مجرايى افتاده كه از صد سال پيش به اين طرف از تكامل باز ايستاده است .
يكى از نواقص دستگاه روحانيت آزادى بىحد و حصر لباس روحانيت است .
تدريجاً روحانيين از لحاظ لباس با ديگران متفاوت شدهاند و لباس مخصوص پيدا كردهاند ، همچنان كه سپاهيان و نظاميان و برخى اصناف ديگر نيز لباس مخصوص دارند .
در تشكيلات روحانى - بر خلاف ساير تشكيلات - هركسى بدون مانع و رادع مىتواند از لباس مخصوص آن استفاده كند . بسيار ديده مىشود كه افرادى كه نه علم