مسلمين و غير آنها . تاريخ زردشتيها را بخوانيد . مخصوصا توصيه مىكنم تاريخ ايران قبل از اسلام ، دورهء ساسانيان را بخوانيد و مخصوصا ببينيد روابط زردشتيهايى كه حكومت را در دست داشتند و موبدها كه در آن دستگاهها متنفّذ بودند با عيسويان آن دوره ( حالا مانويان و مزدكيان به جاى خود ) ، آزارهايى كه در باره عيسويها و يهوديها كردند چه بوده است ؟ ! جلد سيزدهم تاريخ تمدن ويل دورانت را بخوانيد ، باز راجع به مظالم مسيحيهاست . همچنين جلد يازدهم تاريخ تمدن ويل دورانت را بخوانيد كه راجع به اسلام است ، مخصوصا قسمتهاى مختلفى كه خود او نشان مىدهد كه اسلام و مسلمين چقدر براى آزاديهاى ملتهايى كه تحت فرمان آنها بودند احترام قائل بودند . چنين چيزى در تاريخ جهان نظير ندارد .
به عنوان نمونه جلد دوم كتاب محمد خاتم پيامبران يك مقاله بسيار عالى از يكى از اساتيد دارد به نام « كارنامه اسلام » . لااقل مىتوانيد چند صفحه اول آن مقاله را بخوانيد كه راجع به انگيزه تمدن اسلامى بحث كرده ، اگرچه به طور فشرده بحث كرده است . آنجا مىتوانيد مطلب را كاملا به دست آوريد ، چون آن بحث يك بحث بسيار آزاد است .
دو علت پيدايش و گسترش تمدن اسلامى
علما راجع به علل پيدايش و گسترش تمدن اسلامى خيلى بحث كرده و دو علت اساسى برايش ذكر نمودهاند : اولين علت ، تشويق بى حدى است كه اسلام به تفكر و تعليم و تعلّم كرده است و اين تشويق در متن قرآن است .
علت دومى كه براى پيدايش و گسترش تمدن اسلامى ذكر كردهاند كه چطور شد اسلام توانست از ملتهاى مختلف نامتجانس كه قبلا از يكديگر كمال تنفر را داشتند چنين وحدتى به وجود آورد ، احترامى است كه اسلام به عقايد ملتها گذاشت ، به قول خودشان تسامح و تساهلى كه اسلام و مسلمين راجع به عقايد ملتهاى مختلف قائل بودند . لهذا در ابتدا كه اين تمدن تشكيل مىشد ، هستهء اولىِ مسلمانها را اعراب حجاز تشكيل مىدادند كه تمدنى نداشتند . كم كم ملتها آمدند مسلمان شدند . در آغاز عده كمى از آنها مسلمان شدند ، بقيه يا يهودى بودند يا زردشتى يا مسيحى و يا صابئى ( مخصوصا صابئىها خيلى زياد بودند ، زردشتى خيلى كم بوده است ) . مسلمين به قدرى با اينها با احترام رفتار كردند و اينها را در