اقدام كنند ؟
استاد : از طريق مسجد حرفشان را بزنند اما چه حرفى زدند ؟ ما مىرويم دنبال اين كه ببينيم چه حرفى براى گفتن داشتند . در اينجا اگر بخواهيم اين انقلاب را تحليل كنيم يكى از اين راه است كه ببينيم پرچم اين انقلاب را چه كسانى به دوش گرفتهاند ، آيا يك طبقه به دوش گرفت يا همه مردم ؟ آيا اين انقلاب گسترده بود يا به يك طبقه اختصاص داشت ؟ و اگر فرض كنيم يك گروه پيشتاز در اين انقلاب وجود داشت كه ساير گروهها را به دنبال خود مىكشيد اين گروه پيشتاز كدام گروه بود ؟ خيال مىكنم ترديدى در اين جهت نيست كه اين انقلاب يك انقلاب گسترده ، فراگير و شامل همه گروهها و طبقات بود ، آتشى بود كه از نقطهاى روشن شد و اين آتش نظامسوز تدريجا در همه نهادهاى اجتماعى اثر گذاشت حتى در گروهى كه عامل اصلى طبقه حاكمه نبودند ولى در خدمت طبقه حاكمه بودند از قبيل طبقات پايين ارتش ، كه وقتى به آنجا سرايت كرد ، يك مقام عالى ارتش ، يك سپهبد يا ارتشبد ، وقتى با ده نفر مستحفظ در اتاق خودش مىرفت باز هم در را به روى خودش قفل مىكرد ، از آن گماشتهء خودش هم وحشت داشت ، از آن كسى كه او را بالا آورده بود و خدمت مادى به او كرده بود .
گستردگى اين انقلاب به ما اجازه نمىدهد كه بگوييم فقط يگ گروه خاص در آن شركت داشتند . حتى گروهِ به اصطلاح مستضعف و محروم كه شركت مىكرد اصرار داشت كه بگويد اعتصاب و تظاهر من به خاطر حقوق و كمى مزد و به خاطر رفاه نيست . معلمان كه خودشان نسبتا جزء طبقه محروم جامعه هستند و حتى كارگرها مكرر ابا داشتند و اين را يك ننگ و عار براى خودشان مىدانستند كه بگويند قيام و انقلاب ما جنبه رفاهى و مادى دارد و فقط براى اين است كه شكممان سير شود . مىگفتند ما براى عدالت [ قيام كردهايم ، ] البته در سايه عدالت شكم همه سير مىشود ، شكم ما هم سير مىشود .
مسئله ديگر ريشههاست . ما بايد تاريخ را بالخصوص تاريخ پنجاه و پنج ساله بلكه صد ساله اخير را تحليل كنيم ، ببينيم اين انقلاب چه ريشههايى دارد . برخى از آنها عبارتند از : استبداد خشنى كه وجود داشت ( البته اين فى حد ذاته و به تنهايى يك ريشه مذهبى نيست ) . استعمار نو ، مرئى و نامرئىاش كه اخيرا به صورت نامرئى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 364
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٤