تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
پرستشها و نيايشها و قربانى كردن‌ها و عبادت كردن ها دارند ، بعد مىآيند آن را عوض مىكنند ، مذهبى را برمىدارند و مذهب ديگرى را به جاى آن مىنشانند بدون آن كه در ساير نهادهاى اجتماعى تغيير و تبديلى پيدا شود . ولى اگر ما در انقلاب مذهبى بخواهيم به اسلام و انقلاب صدر اسلام مثال بزنيم انقلاب اسلامى در همان حال كه انقلاب مذهبى بود انقلاب سياسى هم بود ، انقلاب اقتصادى هم بود ، انقلاب اجتماعى هم بود ، انقلاب ادبى هم بود ( اصلا خود قرآن مبدأ ادبيات جديدى شد ) ، انقلاب فرهنگى هم بود ( فرهنگ جديدى به دنيا عرضه داشت يعنى مبدأ يك فرهنگ و تمدن جديد در دنيا شد ) و اين از خصلت همه‌جانبگى اسلام ناشى مىشود . اين ، جمله معترضه‌اى بود كه در بين گفته شد . - يعنى به نظر شما امكان دارد كه يك انقلاب مذهبى داشته باشيم كه همراه با انقلاب در ساير جهات و ابعاد در جامعه نباشد ؟ استاد : در مذهبِ به معنى اعم كه جامعه‌شناس‌ها مىگويند بله ، اما در مذهبى كه مذهب پيامبران راستين است كه قرآن مسائل آنها را مطرح كرده نه ، مگر انبياى قبل از نوح كه به تعبير قرآن هنوز شريعت و قانونى وضع نشده بوده و به اصطلاح امروز دورهء ماقبل تاريخ بوده ، دوره‌اى بوده كه هنوز بشر به حدى نرسيده بوده كه يك نظام قانونى يا به تعبير اسلامى شريعتى داشته باشد . ولى از نوح به بعد هر پيغمبرى كه آمده و نظم مذهبى موجود را در هم ريخته است به نظم اجتماعى هم كار داشته ، بالخصوص كه قرآن تصريح مىكند : لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ « 1 » . يعنى بر هم زدن نظم فاسد و ظالمانهء موجود و برقرار كردن يك نظم عادلانهء ديگر هدف همه رسالتها و نبوتها بوده است ، منتها اين در اسلامِ ختميّه خيلى محرزتر و مشخص‌تر است . - البته اين سؤال ، ما را اندكى از منظور دور مىكند ولى من مايل بودم اين را بپرسم كه آنچه شما فرموديد معنىاش اين است كه خود مذهبى كه مىآيد
هامش
( 1 ) . حديد / 25 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 352 | مرتضى مطهرى