جسم و اندام و ارگانيسم بدنى به مرحله روحى و روانى و اجتماعى . انسان درجا نزده است و نمىزند و از اين نظر يك مسير تكاملى را طى مىكند . آنوقت بحث اين است كه انسان از نظر معنوى و روحى و در واقع از نظر انسانى [ تغيير نوعيت مىدهد يا خير ؟ ] اين كه انسان فرضا در يك ميليون سال پيش ، از نظر اندام به شكلى موجود شده و تغيير نكرده است ، آن در حقيقت حيوانيت انسان است ولى از نظر آنچه كه ما انسان را به [ سبب ] آن انسان مىگوييم آيا انسان ، لااقل در مراحل تاريخى ، در اين دورههاى نزديك ، از وقتى كه انسان به صورت يك موجود متمدن يا نيمه متمدن درآمده است و از وقتى كه دورههاى اجتماعى مختلف و متفاوتى را طى كرده و مىكند تبدل انواع پيدا مىكند ؟ آيا انسان در هر دورهاى غير از انسان در دوره ديگر است ، تبديل به نوع ديگر مىشود ؟ و قهرا اگر تبديل به نوع ديگر بشود همه قوانين حاكم بر آن الّا بعضى از قوانينى كه مثلا با حيوان مشترك است عوض مىشود ؛ مثل آبى مىشود كه تبديل به بخار مىشود كه تا آب بود قوانين مايعات بر آن حاكم بود ، وقتى كه بخار شد ديگر قوانين مايعات بر آن حاكم نيست قوانين گازها بر آن حاكم است ؟ و يا اين طور نيست ، انسان نوعيتش تغيير نكرده ، چه از ماقبل فجر تاريخ و چه از دوره تاريخ تا عصر امروز . اين طور نيست كه انسانِ عصر بردگى از نظر روحى ، معنوى ، اجتماعى ، فرهنگى يك نوع انسان است و انسان عصر ما نوع ديگرى است .
از اين نظر - كه نمىخواهم اين مطلب را زياد بشكافم - نظريه درست و صحيح همين است كه انسان با حفظ نوعيتش در يك مسير تكاملى گام بر مىدارد نه اين كه نوعيتش تغيير مىكند ، و چون نوعيت انسان تغيير نمىكند ، يك سلسله اصول ثابت كه مربوط به انسان و كمال انسان است - و همانطور كه در گفت و گوى پيشين عرض كردم مدار انسانيت را مشخص مىكند - بر زندگى انسان حاكم است ولى به دليل اين كه انسان در يك مدار حركت مىكند و نه اين كه در يك منزل توقف مىكند ناچار احكام منازلش تغيير مىكند ، در هر منزلى يك جور بايد زندگى كند . اسلام از نظر وضع قوانين ، خصوصيات و جهاتى دارد كه در متن تشريع الهى اسلام منظور شده است كه قوانين آن به گونهاى تشريع شده است كه « منزلى » وضع نشده ، مدارى وضع شده است . در عين اين كه براى منازل هم فكر كرده است ولى به اين شكل نيست كه بشر را در يك منزل متوقف كند . مسئله اصول ثابت اسلام و قوانين متغير
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٤٠