متغير و مختلف و متفاوت زمان را با توجه به آن اصول بررسى مىكند و احيانا آنها خود به خود تغيير مىكنند ، يعنى وقتى كه اصولْ ثابت بود فروع خود به خود تغيير مىكند ؛ و ما براى اين جهت در همان كتاب مثالهايى از متن خود اسلام ذكر كرديم كه چگونه اصول ثابت است و فروع متغير ، و اگر مايل باشيد لااقل يكى از آن مثالها را برايتان عرض مىكنم .
- اگر اجازه بدهيد نكتهاى را خدمتتان بگويم . اشاره كرديد به اين كه تعيين آن ضوابط فقط از عهده وحى برمىآيد ، در حالى كه اين مسئله الان به شدت مطرح است كه دوتا از دستاوردهاى بزرگ فكر بشر دموكراسى و سوسياليسم است و گروهى بر اين عقيدهاند كه اگر بشود تلفيق آگاهانهاى از اين دو طرز تفكر ايجاد كرد ، بخصوص منِ شرقى اگر بتوانم چهارچوب معنوى اسلام را هم به كمك بگيرم صراط مستقيمى پيدا خواهم كرد كه از وحى بى نيازم مىكند .
استاد : دموكراسى و سوسياليسم ميان خودشان نوعى ناسازگارى وجود دارد ( يا لااقل توهم مىشود ) كه هنوز در جهان حل نشده است . دموكراسى بر اساس اصالت فرد و حقوق فرد و آزادى فرد است . برعكس ، سوسياليسم بر اساس اصالت جمع و تقدم حق جمع بر حق فرد است يعنى خواه ناخواه آزادى و دموكراسى را محدود مىكند . بگذريم از اين كه قسمت مهمى از دنيا از دموكراسى دم مىزند و دم از سوسياليسم نمىزند و قسمت مهم ديگرى از سوسياليسم دم مىزند و چندان دم از دموكراسى نمىزند ، و صاحب نظران اعتراف دارند كه هم دنياى به اصطلاح آزاد و ليبرال يا دنياى سرمايهدارى دموكراسىاش دموكراسى واقعى نيست و صورى است و هم قطب ديگرى از دنيا كه دم از سوسياليسم مىزند سوسياليسماش سوسياليسم نيست ؛ گذشته از اين ، اين مشكل بايد از طريق فلسفى و علمى حل شود كه آيا واقعا از نظر فلسفى و حقوقى به كدام يك از اين دو قطب بايد گرايش پيدا كرد ، دموكراسى يا سوسياليسم ؟ يا اين دو در آنِ واحد قابل جمعاند همين طور كه مكتبهايى در دنيا هستند كه به دموكراسى و سوسياليسم هردو گرايش دارند و مىخواهند اين دو را با يكديگر تلفيق كنند . ولى تلفيق اينها مبتنى بر همان مسئله بسيار دقيق فلسفى يعنى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 336
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٦